|
اين
نوع موسيقي
عمدتاً به
مناسبتهاي
خاص مذهبي
مانند جشنها
، اعياد
اسلامي ،
سالروز شهادت
ائمه و
معصومين و
بزرگان دين
اجراء ميشود
. موسيقي
مذهبي به
گونههاي
مختلف ،
مانند نوحهسرايي
، مراسم سينه
زني ، روضه
خواني و شبيه
خواني نمود
پيدا ميكند .
از
ميان شكلهاي
مختلف
موسيقي
مذهبي ، بيگمان
« تعزيه » مهمترين
آنهاست .
آنچه
كه تقريباً
مسلم به نظر
ميرسد اين
است كه نمايش
تعزيه نتيجة
تكامل ساير مراسم
سوگواري مثل
نوحه سرايي ،
روضه خواني ، شبيه
سازي ، شمايل
گرداني ،
دسته گرداني
، نقالي و
غيره است » .
دربارة
تاريخ و
چگونگي شكل
گيري تعزيه ،
اختلاف نظر
بسيار وجود
دارد ، اماّ
همگان بر اين
نكته متفقاند
كه تعزيه به
سبب حضور جدي
در بين عامة
مردم ، يكي از
عوامل مهم
حفظ و انتقال
موسيقي ايراني
در طي چند قرن
گذشته بوده
است . در
تعريفي كلّي «
تعزيه نوعي
نمايش مذهبي
است كه بر
خلاف معناي
لغوي آن غمانگيز
بودن شرط
حتمي آن نيست
و ممكن است
گاهي خندهآور
و شادي بخش
نيز باشد » .
آميختگي
و امتزاج
موسيقي و
نمايش در هنر
شبيه خواني و
تعزيه تا
بدانجاست كه
در نگاهي
كلّي ، آن را
بسيار شبيه «
اپرا » جلوه ميدهد
. موسيقي و
نمايش در
تعزيه چنان
در هم آميختهاند
كه حذف يكي از
آنها ميتواند
در ماهيت
تعزيه
اشكالات
اساسي به
وجود آورد .
اجراي
همزمان
نمايش و
موسيقي سبب
شده تا برخي
از
موسيقيدانان
برجستة
ايراني
تعزيه را «
اپراي
تراژيك »
بنامند .
مهمترين
نكتهاي كه
دربارة
موسيقي
تعزيه در يك
جمله ميتوان
گفت اين است
كه اساس
موسيقي
تعزيه را همان
موسيقي سنتي
رديف ايران
تشكيل ميدهد
. همنشيني و در
هم آميختگي
فرمهاي
آوازي و سازي
موسيقي رديف
با محتواي
داستان و
شخصيتهاي
نمايش در
تعزيه ، به
اين موسيقي
حالتي ميبخشد
كه آن را از
جهات بسياري
، از ديگر
انواع
موسيقي رايج
در ايران
متمايز ميكند
. از جملة اين
موارد ميتوان
به تنوع ريتم
و شكلهاي غير
متعارف مركب
خواني در
تعزيه اشاره
كرد .
شخصيتهاي
داستان در
نمايش تعزيه
، معمولاً در «
مقام » مشخصي
ميخوانند .
با توجه به
تنوع
شخصيتها و
بالطبع تنوع
مقامها و دستگاههاي
موسيقي ،
معمولاً در
نمايش تعزيه
مدولاسيونهاي
متعددي
ايجاد ميشود
كه گاه
حالتهايي
خاص و
نامتداول از
مركب خواني
را به نمايش
ميگذارد . در
اين ميان ،
جدا از گوشههاي
متداول رديف
موسيقي
ايراني ، بر
حسب نوع تعزيه
و موضوع
داستان ،
ممكن است از
ملوديهاي محلي
نيز استفاده
شود .
در
تعزيه ،
تعداد
فراواني
ريتم براي
گروه سازهاي
كوبهاي
وجود دارد كه
بر اساس كشش
دراماتيك
داستان و در
مواقع مورد
لزوم ، به
اجراء در ميآيند
؛ مانند « طبل
جنگ ، طبل عزا
، طبل نصرت ،
طبل بشارت ،
طبل كوچ ، طبل
هلهله و فغان
، طبل شور و شين
، طبل خوف ،
طبل شكست و
بسياري
موارد ديگر .
اغلب
تعزيهها با «
پيشخواني »
شروع ميشود
كه نوحه است و
قبل از آغاز
تعزيه به
وسيلة تعزيه
خوانان
اجراء ميشود
و زمينه را
براي اجراي
تعزيه مهيا
ميكند از
اين رو
پيشخواني به
نوعي پرولوگ
اپرايي
شباهت دارد » .
پيشخواني
نوعي
همسرائي است
و به همراه
موسيقي بعديش
مقدمهاي
براي شروع
نمايش ميباشد
.
همچنين
مكالمات
آوازي ( گفتار
موسيقي ،
رسيتاسيون )
نيز جنبهاي
ديگر از
موسيقي
آوازي تعزيه
را تشكيل ميدهد
كه سوابقي در
ادوار كهن
ايران در
زمينة قوالي
، داستان
سرايي
موزيكال ، اوستا
خواني و روضه
خواني دارد » .
«
نقالي » شيوة
ديگري است كه
در موسيقي
آوازي تعزيه
به كار ميرود
. تعزيه حين
جستجوي شكل
نهايي خود
فراوان از
مايه و سبك
نقالي كمك
گرفت . جالب
است كه هنوز
هم ميتوان
دو روش مشخص
نقالي را در
تعزيه تشخيص
داد . بيان
غمناك آوازي در
دستگاههاي
معين موسيقي
ايراني كه
مظلوم خوانها
به كار ميبرند
و بازماندة
نقالي مذهبي
است و بيان
غلو شدة پر از
طمطراق و
تحرك و شكوه
كه اشقيا به
كار ميبرند
و بازماندة
نقالي حماسي
است .
امروزه
سازهايي كه
در موسيقي
تعزيه بيشتر
مورد
استفاده
قرار ميگيرند
عبارتند از :
انواع
طبل ، سنج ، دف
، قرهني ،
ترومپت ، دهل
، نقاره ،
سرنا و كرنا .
بر
اساس تنوع
منطقة بومي
كه تعزيه در
آن اجرا ميشود
، معمولاً
سازها نيز
متنوعاند .
بر همين اساس
ميتوان به
جمع سازهاي
ياد شده ،
بسياري از
سازهاي بومي
مناطق را نيز
افزود .
|
|
موسيقي
خانقاه
|
|
|
|
پس از ظهور
شيخ نجم
الدين كبري
ضرورت تشكيل
پايگاههايي
براي اجتماع
، ارشاد فقرا
و اتخاذ تصميمات
اساسي ، در
ميان
متصّوفه ، هر
چه بيشتر
احساس شد .
چنين الزامي
در روزگار
حاضر به ايجاد
دهها فرقه و
سلسلة
درويشي
انجاميده
است كه هر
كدام جدا از
آداب و رفتار
ويژة خود ، از
انواع
موسيقي
متفاوت و
ويژه بهره ميبرند
. محور اين
نواها ايجاد
وجد در حين «
سماع » است . به
اختصار ميتوان
به درويشهاي
بكتاشيه و
چشتيه اشاره
كرد كه
عموماً از ني
در محافل
سماع
استفاده ميكنند
. درويشهاي
حوزة هند و
پاكستان به
نوعي متفاوت
از سازي بادي
به نام
هارمونيه
مدد ميگيرند
. طبله ،
سرمندك و سه
تار هندي از
ديگر سازهاي
مورد
استفادة
ايشان است .
در حوزة
كردستانِ
ايران ـ و نيز
عراق ـ در خانقاههاي
قادريه ،
قادرية
نقشبندي
كسنزاني و غيره
سازهايي چون
دف ، نوعي دهل
كوچك كاربرد
دارند و نزد
درويشهاي
حوزة شيعي
مذهب ، سازي
چون تنبور و
دف در هنگام
خلوت يا ذكر
داراي نقش
اساسي است .
در اينجا
به عنوان
نمونه ، به
نحوة اجراي
موسيقي در
خانقاه « اهل
حق » كه
عمدتاً در
شهرهاي غربي
كشور ، يعني
كرمانشاه ،
اسلام آباد ،
صحنه ، گهواره
، سنندج و
غيره
مستقرند ،
اشاره ميشود
. پس از گرد هم
آمدن
درويشان در
جمخانه ( =
جمعخانه ) يكي
از ايشان با
تنبور
قطعاتي مينوازد
كه ملودي
ثابتي دارند
، امّا ميتوان
هر بار شعر
ديگري را با
آنها هماهنگ
يا جفت كرد .
ضرب سنگين ،
اجراي پرزرق
و برق و استفاده
از تكنيكهاي
دست چپ بر روي
دستة ساز ، به
نوازندة
امكان ميدهد
كه هر بار با
حفظ ملودي
اصلي ،
بتواند خود را
با شعر جديد ،
هماهنگ كند .
قطعاتي كه در
جمخانه
نواخته ميشود
، در محدوده «
موسيقي
مقامي » قرار
دارد . در مرحلة
نخست ، قطعههايي
چون « مقام
خاموشي» يا «
مقام طرز »
نواخته ميشود
. در مرحلة
دوّم « مقام
مناجات »
نواخته ميشود
كه خاص مولاي
متقيان علي
(ع) است و همه
با هم همخواني
ميكنند . سپس
تكنوازي دف
كه با ذكر «
الله » ، « الله
هو » و « حي الله »
همراه است ،
آغاز و در
مرحلة بعدي مقامهايي
چون « جلوشاهي
» و « باناووس »
نواخته ميشوند
. اين مقامها
ريتم تندتري
دارند و
درويشان
همصدا با دف
خود نيز دست
ميزنند و
سماع به اين
ترتيب ادامه
مييابد .
|
|
|
موسيقي
سمفونيك
|
|
|
|
در اين
مقاله «
موسيقي
سمفونيك
ايران » را
تنها از
ديدگاه
اركسترهاي
بزرگ و فعال
در ايران مورد
توجه قرار ميدهيم
:
اركسترهاي
بزرگ فعال در
ايران از نظر
آماري ، به 4
اركستر
تقسيم ميشوند
:
1. اركستر
سمفونيك
تهران ؛ 2.
اركستر
سمفونيك فرهنگسراي
بهمن ؛ 3.
اركستر
سمفونيك صدا
و سيما ؛ 4. اركستر
بزرگ ايراني
موسيقي نو .
صرف نظر از
اين آمار ، هم
اكنون تنها
دو اركستر از
اين مجموعه
در حال
فعاليت جدي و
اجراي برنامههاي
عمومي ِ فصلي
و موسمي است :
يكي اركستر
سمفونيك
تهران و
ديگري
اركستر بزرگ
ايراني موسيقي
نو .
اركستر
سمفونيك
تهران
اين
اركستر كه
تحت پوشش و
مديريت مركز
سرود و آهنگهاي
انقلابي
وزارت فرهنگ
و ارشاد
اسلامي اداره
ميشود ، در
سال 1313 ش ،
تأسيس شده
است . تعداد
نوازندگان
اين اركستر 60
نفر و تعداد
افراد گروه
كُر نيز در
اين اركستر 60
نفر است .
تمرينهاي
اين اركستر
همه روزه به
مدت 3 ساعت در
محل استقرار
دائمي آن ـ
تالار وحدت ـ
برگزار ميشود
. اين اركستر
در سال ، 3 يا 4
نوبت و در هر
نوبت حدود 3
شب به اجراي
كنسرت ميپردازد
.
از سال 1358 تا
روزهاي
پايان جنگ (
حدود سال 1367 ) به
سبب وجود
شرايط خاص
سياسي و
اجتماعي ،
تأكيد اركستر
بيشتر بر
اجراي
سرودهاي
حماسي و
مرتبط با انقلاب
و جنگ بوده
است .
پس از
پايان جنگ ،
برنامههاي
اجرايي
اركستر و
جنبة هنري
اجراهاي آن
به تدريج
تغيير كرده
است .
اركستر
بزرگ ايراني
موسيقي نو
هستة اصلي
اين اركستر
از حدود سال 1373
شكل گرفت . اين
اركستر از يك
مجموعة 70
نفري
نوازندگان
سازهاي
ايراني
تشكيل شده
است و بر حسب
مورد ، سازهايي
مانند پيانو
، ويولن و
ويولن سل نيز
به عنوان
سوليست در
اركستر به
كار گرفته
شدهاند .
اجراهاي اين
اركستر ، از
بهترين
نمونهها در
ارائة «
قابليتهاي
سازي » بوده
است .
موسيقي
ايران ، در
اجراي
موسيقي نوين
جهاني و همچنين
نمايش
تواناييهاي
بالقوة
موسيقي ايران
در پذيرش
تكنيكهاي
پيچيدة « چند
صدايي » موسيقي
امروز دنيا
است.
آثار
اجرايي اين
اركستر ، تا
كنون در
محدودة
موسيقي نو و
مدرن بوده و
از نظر شكل
اجراء و نوع
كار نيز از
ارزش فني و
هنري بسيار
برخوردار
است . اجراهاي
اين اركستر
تا كنون از
سوي
كارشناسان
ايراني و غير
ايراني
موسيقي و
همچنين مردم
مورد
استقبال
قرار گرفته
است . اركستر
بزرگ ايراني
موسيقي نو ،
از سوي مركز
سرود و
آهنگهاي
انقلاب حمايت
شده است ، اما
تشكيلات آن
به صورت
مستقل اداره
ميشود .
|
|
|
آموزش
موسيقي در
ايران
|
|
|
|
آموزش
موسيقي در
ايران را ميتوان
به سه بخش
تقسيم كرد :
آموزش
عالي
در تيرماه
سال 1367 برنامة
درسي موسيقي
در دورة كارشناسي
( ليسانس ) از
سوي شوراي
عالي برنامه
ريزي وزارت
فرهنگ و
آموزش عالي
مجدداً به
تصويب رسيد و
براي اجرا به
دانشگاهها
ارائه شد . نام
اين دوره يا
رشتة درسي را
« موسيقي »
گذارده و برنامة
درسي آن
بيشتر بر
مبناي
موسيقي سنتي
ايران تعيين
شده است .
دانشجويان
اين رشته با
مطالعة گوشهها
و دستگاههاي
موسيقي سنتي
ايران ، با
ظرائف و
دقايق
اجرايي آن به
صورت عملي
آشنا ميشوند
. بيشترين حجم
درسي
دانشجويان
اين رشته به
درس « رديف
موسيقي
ايراني »
اختصاص دارد .
اين درس در
نظام
دانشگاهي
رشتة « موسيقي
» به تنهايي يك
سوم كلّ
مباحث مربوط
به دروس اصلي
و تخصصي را به
خود اختصاص
ميدهد .
در حال
حاضر بجز
رشتة « موسيقي
» ، رشتة
ديگري با عنوان
« موسيقي
نظامي » نيز
در مقطع
كارشناسي ، وجود
دارد .
دانشجويان
محدود اين
رشته ، پس از فراغت
از تحصيل ، در
اركسترهاي
نظامي مشغول
به كار
خواهند شد .
رشتههاي «
موسيقي كودك »
در مقطع
كارشناسي و «
آهنگسازي » در
مقطع
كارشناسي
ارشد نيز از
رشتههايي
است كه به
زودي در
دانشكدة
موسيقي
دانشگاه هنر
افتتاح
خواهد شد .
هنرستان
در حال
حاضر سه
هنرستان
موسيقي در
ايران فعاليت
ميكنند : دو
هنرستان
دختران و
پسران در
تهران و
هنرستان
پسران در
اصفهان .
هنر جويان
اين
هنرستانها
در مقطع
راهنمايي ( در
تهران ) و در
مقطع
دبيرستان ( در
اصفهان )
پذيرفته ميشوند
و تا اخذ مدرك
ديپلم
متوسطه به
تحصيل مي پردازند
. بنابراني
طول مدت دورة
آموزش هنرستانها
با توجه به
وجود دو نظام
آموزشي جديد
و قديم ، در
تهران 6 تا 7
سال و در
اصفهان 3 تا 4
سال است .
طي چند دهة
گذشته ،
هنرستانهاي
موسيقي ،
اصليترين
تأمين كنندة
نيازهاي
موسيقي كشور
از قبيل
نوازنده
براي
اركسترهاي
بزرگ و كوچك و
آموزگاري
موسيقي بودهاند
. هنرجويان
هنرستانها
در طي دورة
خود ، ضمن كسب
تبحر لازم در
نوازندگي
يكي از
سازهاي
ايراني يا
جهاني ،
اطلاعات
جامع و خوبي
نيز از ديگر
درسهاي
موسيقي
مانند
هارموني ،
تاريخ و غيره
به دست ميآورند
.
كلاسهاي
خصوصي
استادان
موسيقي
صرف نظر از
آموزش در
مقاطع
هنرستان و
دانشگاهها ،
بيگمان اين بخش
از آموزش
موسيقي در
ايران ، به
عنوان مجموعهاي
غير رسمي ،
داراي
بيشترين نقش
و سهم در حفظ و
اعتلاي
موسيقي
ايران بوده
است . هم
اكنون بسياري
از
نوازندگان ،
آهنگسازان و
پژوهشگران موسيقي
، در اين نظام
آموزشي
تربيت شدهاند
.
|
|
|
جشنوارهها
|
|
|
|
هم اكنون
در ايران
تشكلهاي
متعددي وجود
دارند كه به
صورت مستقيم
و غير مستقيم
در زمينة موسيقي
فعاليت ميكنند
. صرف نظر از
صدا و سيما كه
بخش عمدهاي
از
فعاليتهايش
به موسيقي
ارتباط دارد
، وزارتخانهها
و
سازمانهايي
نيز بخشهايي
از
فعاليتشان را
به موسيقي
اختصاص دادهاند
.
در صدا و
سيما ، واحدي
با عنوان «
مركز موسيقي »
وجود دارد كه
وظيفة آن
توليد و ساخت
موسيقي براي
پخش از شبكههاي
راديوئي و
تلويزيوني
است . در اين
مركز تعداد
بسياري
آهنگساز ،
شاعر ،
نوازنده ،
خواننده، يك
اركستر
سمفونيك و يك
گروه كُر
مشغول فعاليت
هستند . عمدة
توليدات اين
مركز بر اساس
تقسيم بنديهاي
موسيقي كه
پيشتر ياد
كرديم ، در
محدودة « موسيقي
تركيبي » است .
بيشترين
درصد آثار
پخش شده از
صدا و سيما ،
محصول
توليدات اين
مركز است . ديگر
انواع
موسيقي كه از
صدا و سيما
پخش ميشود ،
توليدات
موسيقي ديگر
بخشهاي كشور
است ، مانند
نوارهاي
كاست توليد
شده در بخش
خصوصي ، و
انواع
موسيقي غير
ايراني
مانند پاپ ،
لايت ،
كلاسيك و
غيره .
در كنار
انتشار آثار
مربوط به
موسيقي و
توليد نوارهاي
كاست كه از
حجم قابل
توجهي نيز
برخوردار
است ، يكي از
مهمترين
فعاليتهاي
پس از انقلاب
و از سال 1364
بدين سو ،
برگزاري
جشنوارههاي
بزرگ موسيقي
است . همه
ساله ،
جشنوارهها
و همايشهاي
موسيقي در
كشور برگزار
ميشود كه
مهمترين
آنها «
جشنوارة
دانشجويي » و «
جشنوارة موسيقي
فجر » است .
جشنوارة
موسيقي
دانشجويي
اين
جشنواره با
هدف ايجاد
فضايي مناسب
براي ارائه
خلاقيتهاي
موسيقي
دانشجويان ،
و ارتقاء
بينش هنري و
موسيقيايي
آنان و
همچنين
شناخت هر چه
بيشتر
موسيقي سنتي
رديف ايران
برگزار ميشود
.
در آخرين
نوبت
برگزاري اين
جشنواره كه
در سال ( 1377 )
برگزار شد ،
تعداد 250 دانشجو
در سه بخش :
مسابقة
نوازندگي ،
مسابقة حفظ
رديف و اجراي
كنسرت در بخش
جنبي ،
فعاليت ميكردند
. بخشي از
جشنوارة
موسيقي
دانشجويي كه
معمولاً با
استقبال
خوبي از سوي
جوانان رو به
رو مي شود، به
سخنرانيهاي
علمي
استادان
دانشگاه و
ارائة آخرين
دستاوردهاي
هنري آنان
براي
دانشجويان
اختصاص دارد .
جشنوارة
موسيقي فجر
مقدمه
اين
جشنواره
بزرگترين
رويداد
موسيقي سال
در ايران است
و به مناسبت
برگزاري
جشنهاي
پيروزي
انقلاب در
بهمن ماه ، هر
سال برگزار
ميشود .
از نخستين
دورة اين
همايش بزرگ
موسيقي در
سال 1364 ، تا سال
1376 تا كنون 13
دورة اين
جشنواره در
تهران
برگزار شده است
.
نكتة حائز
اهميت در اين
13 دوره ، بيگمان
روند رو به
رشد كمّي و
كيفي آن است .
به طوري كه
تعداد
گروهها از 8
گروه شركت
كننده در سال
1364 به 137 گروه در
سال 1375 و از
حدود 234
هنرمند شركت
كننده در سال
1365 ، به 1300
هنرمند در
سال 1376 افزايش
يافته است .
دو بخش از
مهمترين
بخشهاي
جشنوارة
موسيقي فجر
عباتند از :
بخش
مسابقة
موسيقي بومي
و محلي
جشنوارة
موسيقي فجر
همايشي بزرگ
و منحصر بفرد
از انواع
موسيقي زيبا
و ناب بومي و
محلي ايران
است . براي
كساني كه به
تحقيق و
شناسايي موسيقي
مناطق مختلف
ايران علاقهمندند
، اين
جشنواره
بهترين فرصت
ممكن براي تحقيق
است . گروههاي
مختلف
موسيقي محلي
در بخشهاي
نوازندگي ،
خوانندگي و
رقصهاي محلي
، ضمن رقابت
با يكديگر ،
آلبوم بسيار
زيبا و خوش
نقشي از
موسيقي بومي
مناطق مختلف
ايران به
نمايش ميگذارند
.
موسيقي
بانوان
بخش
موسيقي
بانوان از
جشنوارة
سيزدهم به
برنامههاي
جشنواره
افزوده شده
است . در اين
بخش تعدادي
گروه موسيقي
سنتي كه همگي
نوازندگان و
خوانندة آن
از بانوان هستند
، به اجراي
كنسرت ميپردازند
. بخش موسيقي
بانوان با
استقبال
چشمگير
بانوان رو به
رو شده است .
ديگر بخشهاي
جشنواره فجر
عبارتند از :
بخش جوان ،
معرفي ملل
مسلمان ، بخش
جنبي و
بحثهاي آزاد .
|
|