دوران نوجوانی، بحران یا تحول؟
دوران نوجوانی،
مرحله ی رشد و گسترش روابط است. در این دوران، نوجوانان به دنبال دوستان و
معاشرانی هستند که بخواهند اوقات خود را با او بگذرانند، رازهای خود را با او
در میان گذارند، بگویند و بشنوند و با دوستی ها برای خود شور و نشاطی آنی فراهم
سازند. نوجوانی دوره ی دگرگونی در مشی حیات اجتماعی است. مرحله ای است که
نوجوان نسبت به سر و وضع، مو و لباس و آرایش زلف خود حساس می شود. او می خواهد
در شرایطی باشد که بتواند نظر دیگران را به خود جلب و جذب کند یا به گونه ای
عمل کند که او را بخواهند و بطلبند.
نوجوانی دوره ای است که گستاخی و زبان درازی ها پایه گذاری و آغاز می شوند.
نوجوان را در محیط خانه و مدرسه، به گونه ای می یابیم که رفتار ویژه دارد آن
چنان که گویی اندکی جسور می شود.
نوجوان که در کودکی و در دوره ی دبستان به سادگی ارتباط اجتماعی برقرار می کرد،
اینک در برقراری این ارتباط به خصوص با بزرگ ترها، دچار مشکل می شود. به عبارت
دیگر، رفتار اجتماعی از سازگاری و تعادل خود در دوره ی ابتدایی، خارج می شود.
سازگاری او با اعضای خانواده، دست خوش دگرگونی شده و می شود. امر و نهی پدر و
مادر را به خوبی نمی تواند بپذیرد، وجود خواهران و برادران کوچک تر را گاهی نمی
تواند بپذیرد و تحمل کند و با سر و صدای آنان برخوردی خشن می کند، در حالی که
سر و صدای خودش را امری عادی تلقی می کند. نوجوان در سازگاری با افراد و فامیل
و آشنایان دچار مشکل است، لذا تا حد امکان سعی می کند از آنان دوری کند. این در
حالی است که نوجوان گاه با دوستانش روابطی بسیار نزدیک و صمیمی برقرار می کند.
این تغییرات را باید به عنوان تغییراتی طبیعی به شمار آورد و با آن ها به جنگ و
ستیز نپرداخت.
|
یک نوجوان باید خود را آماده تحصیل دانش و هنر کند، با همسالان و بزرگسالان پیوندهای نیکو و جامعه پسند برقرار سازد، احساس مسئولیت کرده و برای احراز شغل یا حرفه ای، شرایط لازم را در خود به وجود آورد. هر چند نوجوان در دوره های کودکی تا حدودی راه و روش انجام دادن خواست های خود را آموخته است، با وجود این باید در نوجوانی طرز صحیح و اصولی مقابله با خواهش های نوظهور و مسائل پیچیده دیگری را که جامعه از او انتظار دارد، فرا گیرد. باید توجه داشت این دگرگونی ها به یکباره و ناگهانی اتفاق نمی افتند بلکه پیوستگی داشته و به مرور رخ می دهند. از طرف دیگر مسائلی همچون آشفتگی و نابسامانی های خانوادگی، درخواست های نامعقول و غیر منطقی و فقدان هدف و فلسفه در زندگی غالبا موجب اختلال و بی نظمی در شخصیت نوجوانان می شوند. ناکامی های پیاپی و فشارهای روانی امکان دارد سبب تغییر شخصیت شده یا آنکه در نوجوانان رفتارهای نابهنجاری مانند بزهکاری، پرخاشگری و جامعه ستیزی به وجود آورند. البته دلیل افزایش بزهکاری در این دوران شاید آن باشد که چون نفوذ پدر و مادر در نوجوان کاهش می یابد و نوجوانان به کام جویی و لذت طلبی گرایش دارند، دسته هایی به وجود می آورند و رفتارهایی مبتنی بر جامعه ستیزی پیشه می سازند. به طور کلی در نزد نوجوانان مهارت در امور ورزشی، محبوبیت اجتماعی، زیبایی و حسن معاشرت بر نمره های خوب و عالی در مدرسه برتری دارند و نوجوانان به کارهای درسی نسبت به معیارهای دیگر توجه و دلبستگی کمتری نشان می دهند. با این وجود عده زیادی از نوجوانان پیشرفت های تحصیلی را از خصوصیات عمده هر نوجوان برگزیده ای می شناسند هر چند که اکثر نوجوانان رمز کامیابی واقعی را در محبوبیت و موفقیت در رفتار با مردم می دانند. در دوران نوجوانی، نوجوان تمام روابط و باورهایی را که در دوران کودکی و بدون چون و چرا پذیرفته است مورد پرسش و تردید قرار می دهد و سعی می کند با توجه به شخصیت شکل پذیر و استقلال طلبی خود، نظامی از ارزش ها در باره زیبایی، حقیقت، قدرت و ... به دست آورد. هر دسته از ارزش ها با یکی از انواع شخصیتی که در این دوره قوام می گیرد سازگار می باشد. برخی از نوجوانان و جوانان به ارزش های هنری تمایل نشان داده و نیرو و انرژی خود را در این راه صرف می نمایند. دسته دیگر به علوم و مسائل نظری گرایش دارند و بعضی ها به مسائل اجتماعی و سیاسی متمایلند. آنچه را که اصطلاحا تضاد میان نسل ها می نامند در واقع بیانگر تفاوت سیستم ارزشی جوانان و نوجوانان با بزرگسالان است که به آداب و رسوم گذشته خود پای بندند و نه تنها هیچ گونه تغییری را نمی پذیرند بلکه به شدت با آن مقابله می کنند. بنابراین چنانچه والدین به تفاوت نظام ارزشی فرزندان جوان و نوجوان خود توجه داشته باشند در برخورد و رفتار با آنان به تحمیل نظر و سیستم ارزشی خود پافشاری می نمایند. گاهی جوانان در برخورد با والدین خود از احساس امنیت خاطر برخوردار نمی باشند و حس نوعی نیاز روانی به جلب محبت از جانب دیگران را دارند. آنها نیاز به تقویت روحی و محیط مناسب برای فعالیت و امکان برقراری ارتباطات اجتماعی را دارند و نباید آزادی عمل آنان را در مواردی که اشکال ندارد، محدود کرد. طبق بررسی های یونسکو اغلب جوانان فکر می کنند که آلت دست هستند. برای همین نسبت به بزرگسالان بدبین بوده و یک حالت عصیانی نسبت به سنت ها و آداب و رسوم خانوادگی و اجتماعی در آنان پدیدار می شود. والدین دوست دارند فرزندانشان همانند خود آنها باشند در صورتی که ممکن است جوانان نخواهند به مانند آنان زندگی کرده و کار و حرفه مورد علاقه والدین خود را دنبال نمایند. از آن جایی که دختران معمولاً آرام تر می باشند، فشار والدین خود را بیشتر تحمل می کنند. مادران معمولاً آرزوهای برآورده نشده شان را در وجود دخترهایشان متجلی می یابند و سعی دارند آنچه را که خودشان می خواسته اند، دخترشان به دست آورد و بدین ترتیب معمولاً در تصور یک مادر نمی گنجد که روزی دخترش با او مخالفت کند. یکی از ویژگی های مهم نوجوانان سازش با احساس های جدیدی است که در نتیجه دگرگونی های بدنی پدید می آیند. این احساس ها بیشتر حالت برانگیختگی دارند. حتی پسران و دخترانی که به پدر و مادرشان علاقه نشان می دهند گاهی با سوء ظن، بی اعتمادی، خشم و برافروختگی از خود واکنش نشان داده و با توقع زیادی و افسردگی خاطر شکایت می کنند که بزرگ ترها آنان را درک نکرده و با آنان رفتار منصفانه ای ندارند. این دسته از نوجوانان، بسیار حساس و زودرنج می باشند به همین دلیل به هنگام خشم، ترس، عشق و دلدادگی تسلط بر خود را از دست داده و در اصطلاح خود را می بازند. ناکامی ها و شکست های نوجوانان بیشتر در اثر کشاکش با پدر و مادر و همتایان به وجود می آید و بیشتر محصول ناآگاهی و بی تجربگی شان در مقابله با این قبیل اتفاق ها می باشد. برخورد و کشاکش نوجوان با پدر و مادر معمولاً در باره طرز لباس و لباس پوشیدن، انتخاب دوستان، گذراندن اوقات خود، ترتیب و تنظیم اتاق و وسائل کار و مدرسه و بی توجهی به رعایت احترام بزرگ ترها دور می زند و البته در اغلب موارد نوجوانان در برابر این خواست ها و انتظارات ایستادگی کرده و مقاومت نشان می دهند و آرزو دارند هر چه زودتر از دست آن همه قیود و دستورات رهایی یابند. گاهی هم نوجوانان به مانند کودکان رفتار می نمایند اما چنانچه والدین بخواهند با آنان همچون کودکان رفتار نمایند سخت مقاومت و ایستادگی نشان می دهند. با این وجود، اگر چه نوجوان فردی سرکش و پرخاشگر می باشد و خود را مجبور می بیند بنا به خواست و اراده پدر و مادر خود رفتار نماید اما کمتر مایل به جدایی از خانواده خویش می باشد. یک دختر نوجوان برای اینکه آزادی خود را به دست بیاورد و از دستورهای تحکم آمیز مادر خلاصی یابد، ضمن اظهار وجود ممکن است به انتقاد از آرایش و لباس مادر و نظم و ترتیب خانه بپردازد و از نگرانی ها و دلواپسی های بیش از حد او خرده گیری کند. اما با وجود انتقادهایی که از مادر می کند ناگزیر است در بسیاری از کارها رضایت و موافقت مادر خود را جلب نماید. دختر نوجوان در باره کودکان خانواده دارای احساس و عواطف متفاوتی است. گاهی از رفتار نسنجیده و ناپخته آنان به شدت انتقاد می نماید و زمانی نسبت به آنان بسیار مهربان و پرگذشت می شود. اما پسر نوجوان برای به دست آوردن آزادی و استقلال غالبا با پدر خود درگیری دارد. کشاکش و اختلاف، زمانی پدیدار می شود که پسر نتواند خواست ها و انتظارات پدر را انجام دهد و چنانچه در این ارتباط احساس عدم شایستگی بنماید احتمال دارد از کوشش دست بکشد. پدر دانا و فهیم به فرزند خود آزادی عمل داده و او را به واسطه اشتباهاتش سرزنش نمی نماید. چنانچه پدر قادر به درک فرزند نوجوان خود نباشد و نتواند به روح آزادمنش و آزاداندیش او یاری رساند ممکن است نوجوان مجبور گردد جهت ابراز شایستگی های خود بیش از توانش تلاش نماید و در نتیجه به سلامت بدنی و روانی اش صدمه وارد آید. از طرف دیگر عشق و علاقه مادر به پسر نوجوان خود، با وجود اختلاف نظر پسر با پدر، از ارزش بسیار والایی برخوردار است چرا که موجب نگرش مثبت و مساعد وی نسبت به زندگی خواهد شد. سرانجام آنکه هر نوجوانی در این مرحله از زندگی خود برای برقراری روابط عاطفی با بزرگسالان و اثبات وجود شخصیت خودش، با انتخاب و نمونه سازی از یک قهرمان یا یک فرد آرمانی مبادرت به همانندسازی می نمایند. برای یک دختر نوجوان و بهنجار این نمونه والا می تواند پاکی، عفت و وقار باشد در صورتی که برای پسر نوجوان قدرت، روحیه مردانه و اعتماد به نفس می تواند نمونه آرمانی باشد. شایان توجه است که گروهی از نوجوانان نمونه های آرمانی خود را از میان قهرمانان رشته های ورزشی، هنری، ادبی، اخلاقی و دینی برمی گزینند. تحقیقات روان شناسان نشان می دهند که نوجوانان در سنین 12 تا 15 سالگی دارای اعتقادات مذهبی بیشتری هستند. خانواده و اجتماع در تثبیت اعتقادات مذهبی نقش بسیار مهمی را دارند. نوجوانان به شدت تحت تأثیر خصوصیات اخلاقی خانواده خود، محیط و گروه همسن قرار می گیرند و از آنان پیروی می کنند. اصولاً در دوران بلوغ جهش ناگهانی به طرف مذهب در بیشتر نوجوانان دیده می شود. در این دوران نوعی بیداری مذهبی حتی نزد کسانی که سابقا نسبت به مسائل مذهبی لاقید بوده اند، دیده می شود. این امر را می توان بخشی از توسعه شخصیت نوجوانان دانست. در این راستا نقش خطیر پدر و مادر و مربیان اهمیت زیادی دارد. آنان می توانند الگوی صحیح و سرمشق واقعی برای نوجوانان خود باشند چرا که ارزش های اخلاقی در دوران بلوغ در وجود سرمشق های انسانی تجلی می یابند و صورت هایی به خود می گیرند که نوجوان سعی می کند به هیئت آنان در آید. نوجوانان این اشخاص را آئینه، آرمان و کمالی می دانند که خودشان خواهان آنند. چنانچه سرمشق ها رفتار مناسبی ارائه ندهند، نوجوانان را نسبت به ارزش های اخلاقی سست و یا بی تفاوت می سازند. وجود نمونه های عملی می تواند نوجوان را مؤمن سازد یا او را از راه به در برده و گمراه نماید. محیط جوانان را نمی توان و نباید همانند محیط کودکان خردسال زیر نظر و مراقبت شدید قرار داد بلکه باید آنان را تشویق نمود تا از راه فعالیت های شخصی تجربه های ارزنده به دست آورند. یکی از نیازهایی که نوجوانان را به خود مشغول می دارد انتخاب کار و پیشه برای زندگی آینده شان می باشد. برخی از نوجوانان در انتخاب شغل، هدف مشخصی را دنبال نمی نمایند بلکه برای آنکه صرفا شغلی داشته باشند به هر کاری دست می زنند. گروهی از نوجوانان به کارهایی ابراز علاقه می نمایند که از استعداد و توانشان خارج می باشد و گروهی دیگر به مشاغلی دلبستگی نشان می دهند که با امکانات بدنی و روانیشان سازگاری ندارند. در این سرگشتگی ها تنها مربیان دلسوز و دانا و توانا و باتجربه نوجوانان را به انتخاب مشاغلی راهنمایی می کنند که برایشان همراه امید، موفقیت و خوشبختی باشد. ایجاد فرصت برای همکاری با گروههای همسن و مورد علاقه نوجوانان از اهمیت تربیتی و پرورشی بالایی برخوردار می باشد. نوجوانان از اینکه خود را افرادی مفید و مؤثر ببینند احساس اهمیت می کنند و همین امر در پویایی و سلامتی آنان کارساز خواهد بود. بدین ترتیب برخی از روانشناسان معتقدند نوجوانان را به سه طریق می توان راهنمایی نمود: 1ـ ایجاد محیط مساعد برای رشد و پرورش 2ـ کمک به نوجوانان در انتخاب شغل 3ـ شناخت نوجوانان از راه مشاوره و روان درمانی. منظور از روش سوم مشاوره و راهنمایی درست و اصولی و معقول نوجوانان می باشد. دشواری راهنمایی، به ویژه در مورد نوجوانان کم سن، در این است که بسیاری از آنان مقاصدشان را با صراحت ابراز و اظهار نمی دارند، در باره خودشان اطلاعات کافی ندارند و نمی توانند حالت های درونی و روانیشان را مورد تحلیل و بررسی قرار بدهند. از این رو نوجوانان در فعالیت های گروهی بهتر خودشان را نشان می دهند چرا که افراد گروه انگیزه خوبی برای بیان حالت های روانی آنان به شمار می روند. البته این گونه رفتاردرمانی ها هنگامی برای نوجوانان ثمربخش و ارزنده می باشد که پدر و مادر نیز با معلمان و مربیان همکاری کنند و گرنه اختلاف روش نه تنها موجب گمراهی نوجوانان می شود بلکه آنان را به مقررات اجتماعی و نظام رشد و تربیت، بدبین و بی اعتماد می کند. |
به طور معمول درگیری بین والدین و فرزندان در سنین نوجوانی بسیار بالاست، لذا ارتباط متقابل مطلوب در این سنین از اهمیت بسیار ویژهای برخوردار است
خانواده و نوجوان
امروزه معلوم شده است که والدین باید در تربیت کودکان و نوجوانان خود واقع بین باشند. یکی از عواملی که رشد و پرورش نوجوانان را با شکست توأم می سازد، عدم توجه پدران و مادران به شخصیت نوجوانان خود می باشد. اصولاً شخصیت عبارت از مجموعه گرایش ها و حالت های رفتاری است که کم و بیش وضعیت ثابتی دارند. یک فرد در مقابل اوضاع، مسائل و رویدادهای محیط خود احساسات، نگرش ها و واکنش های خاصی نشان می دهد. این حالات گاهی صفات شخصیت نامیده شده و بسیاری از آنان در ده سالگی تجلی می یابند. بر اساس صفات و رفتار خاص کودک در ده سالگی می توان پیش بینی نمود که وی در بزرگسالی دارای چه شخصیتی خواهد بود.
خانواده
به عنوان یک کانون مهم از اهمیت
ویژه ای در دوران مختلف رشدی و به ویژه در
دوران نوجوانی
برخوردار است. نوع روابط
موجود در خانواده ، شیوههای تربیتی والدین ، شرائط و امکانات
مختلف اقتصادی ،
فرهنگی و ... خانواده ، تمام ویژگیهای نوجوانی را تحتالشعاع
قرار میدهد. بطوری که
نوجوانهای مختلف ویژگیهای این دوران را بر اساس تفاوتهایی که از
لحاظ خانوادگی با
یکدیگر با شدتهای متفاوتی دارا هستند. شیوه سازگاری آنها ، با
تغییرات حاصل از بلوغ
در آنها متفاوت است و طول زمان نوجوانی و ورود به مرحله
بزرگسالی در خانوادههای
مختلف متفاوت است.
در خانوادههایی که شرائط مناسبی برای این دوران بحرانی
مهیا میکنند، فرزندان با ایمنی بیشتری این دوران را
میگذرانند. مشکلات نوجوانی
کمتری را شاهد هستند و سریعتر از بقیه به پختگی و کمال فکری ،
عاطفی و اجتماعی
میرسند. در حالی که در خانوادههای نابسامان ، خانوادههای
زیاد سختگیر و یا
برعکس آسان گیر دشواریهای دوران بلوغ بیشتر بوده و اغلب رسیدن
به یک هویت کامل فکری
، عاطفی و اجتماعی با تاخیر همراه است.
رابطه افقی والدین با نوجوان
یکی از تدابیری که در جهت بهبود ارتباط با
نوجوانان به خانوادهها توصیه میشود،
تغییر چارچوب
روابط
در این دوره است. خانوادهها با کودکان رابطهای برقرار میکنند
که
مشتمل بر امر و نهیهاست و در برگیرنده دستورات مشخصی از انضباط
و رعایت موازین
اخلاقی است. لازمه برقراری این نوع رابطه آن است که خانوادهها
در موضع بالا و
حاکمیت قرار گرفته و کودک در موقعیت کسی که دستورات مشخصی را
دریافت میکند، واقع
میشود و به عبارت دیگر رابطه خانه و کودک رابطهای است عمودی،
یعنی مشتمل بر
ارتباطات دستوری وتحکمی که از بالا به پایین اعمال میشود.
چارچوب فوق در دوران بلوغ به هم میریزد و رابطه موجود به رابطه
مطلوب که
رابطهای افقی است، باید تغییر یابد. والدین به عوض اینکه از
موضع بالا به پائین
برخورد کنند، خود را در سطحی مساوی نوجوان خویش قرار میدهند و
رابطه به جای آن که
دستوری و تحمیلی باشد، رابطهای است بر اساس همدلی ، تفاهم و
درک وضعیت نوجوان که
مطلوبترین نوع چارچوب ارتباطی محسوب میشود. به عبارتی نوجوان
به جای اینکه والدین
را در موضعی بالاتر از خود و دست نیافتنی احساس کند، آنها را در
کنار خود مییابد.
راهبردهای عملی در ارتباط والدین با نوجوان
1.
ایجاد ارتباط مناسب
:
برای ایجاد رابطهای مناسب بین والدین و
کودک ایجاد فضای خانوادگی سالم کاملا ضروریست. پدر و مادر در
ابتدا خود باید سلامت
عاطفی ، شخصیتی و رفتاری داشته و از ارتباط مناسب منطقی با
یکدیگر برخوردار باشند،
شیوههای تربیتی مناسبی انتخاب کرده و برخوردها و رفتارهای خود
را بر اساس یک شیوه
تربیتی مشترک طرح ریزی کنند. وجود اختلاف بین والدین ، تعارض در
شیوه تربیتی و
...
فضای نامناسبی برای ایجاد ارتباط مفید بین والدین و نوجوان فراهم میسازد.
ایجاد
ارتباط مفید در بستری از آرامش و آسایش خانوادگی ، توانایی اعضا
خانواده در حل
مسائل به شیوه منطقی و ... میسر خواهد بود.
2.
عدم ایجاد محدودیت و سخت گیری شدید و همچنین خودداری از سهل گیری و
آزادگذاری
:
در هر دو حالت ذکر شده ارتباط والدین و نوجوان از قاطعیت و
استواری برخوردار نخواهد بود. در شیوه اول نوجوان به دنبال راه
گریز از زیر سلطه
والدین خواهد بود که در این صورت مجالی برای برقراری ارتباط
وجود نخواهد داشت، چرا
که فاصلهها به قدری به علت سخت گیری و محدودیت زیاد شده که
دیگر مجالی برای پیوند
نخواهد بود. در حالت دوم نیز والدین از اقتدار کافی برای نوجوان
برخوردار نخواهند
بود و در واقع احساس نیاز به برقراری ارتباط از طرف نوجوان
احساس نخواهد شد. در
حالی که چنین نیازی به صورت یک عامل درونی همچنان پا برجاست و
خلاهای حاصل از آن
دیر یا زود آشکار خواهد شد.
3.
عدم اعمال اجبار در پذیرش تفکرات والدین
:
زمانی که والدین سعی
میکنند فرزندان نوجوان خود را با ملاکها و معیارهای شخصی خود
که در اغلب موارد
برگرفته از شرائط تربیتی شخص خودشان و خواستهها و تمایلات
دوران نوجوانیشان است،
موافق کنند، با حالت عناد و سرکشی نوجوان مواجه خواهند شد.
همچنین مواردی تفاهم و
همدلی بین والدین و نوجوان را مخدوش خواهد ساخت و نوجوان فاصله
عمیقی را بین
خواستههای خود و والدین احساس خواهد کرد.
4.
ناتوانی والدین در
کنترل هیجانات
خود
:
اعمال
شیوههای تربیتی گاه مستلزم قاطعیت و تحکم است. در صورتی که این
شیوهها در شرائطی
مناسب اعمال شوند، نتایج مفیدی را به بار خواهند آورد. اما در
صورتی که هدف از
اعمال آنها تخلیه هیجانات خود والدین باشد، آثار مخربی در روابط
نوجوان با والدین
خواهند داشت. هدف از اعمال شیوههای احیانا تنبیهی نباید تخلیه
هیجان پرخاشگری
والدین باشد.
5.
توجه به ارزشها ، استعدادها و تواناییهای نوجوان
:
توجه به
ویژگیهای مثبت و مفید نوجوان و ارزش و بها دادن به آنها بسیاری
از نیازهای روحی
نوجوان را ارضا میکند و در احساس تشخص و هویت کامل میآفریند.
افراد و به ویژه
نوجوانان بسیار تحت تاثیر توجه مثبت اطرافیان و به ویژه والدین
خود قرار
میگیرند.
6.
خودداری از نظارتهای بازپرس گونه
:
به جای چنین روشهایی که اغلب
سبب سلب اعتماد نوجوان نسبت به والدین میشود، با نظارت از راه
دور و به صورت غیر
مستقیم میتوان جهت گیری رفتارهای نوجوان را در نظر داشت و در
صورت بروز مشکل او را
راهنمایی کرد. در غیر این صورت نظارتهای شدید و کنترلهای مستمر
نتایج سودمندی
نخواهد داشت.
7. خودداری از انتقادهای ویرانگر و مخرب
8. خودداری از غرور و خودخواهی والدین و تاکید زیاد بر مساله سن
9. ایجاد فرصتهای مناسب برای درددل نوجوانان
10. آشنائی با روابط دوستانه نوجوان به صورت برقراری ارتباطات خانوادگی
استقلال طلبی
یکی از این ویژگیهای مهم تمایل نوجوان به کسب استقلال است نوجوان تمایل دارد تواناییها و نیرویهای خود را به معرض نمایش بگذارد و قدرت و توانایی خود را به اطرافیان ثابت کند. میخواهد یکه و تنها عمل کند و تا جایی که میتواند به اطرافیان و بویژه والدین خود تکیه نکند. استقلال طلبی زمینه اولیه ورود او به اجتماع را فراهم میسازد و او را برای پذیرش مسئولیتهای اجتماعی آماده میکند. هر چند جهتگیری ناصحیح آن توام با مسائل و مشکلاتی برای او و اطرافیان خواهد بود.
استقلال طلبی نوجوان در خانواده
تا قبل از اینکه فرد به دوره نوجوانی پا
بگذارد و خود را به عنوان یک فرد بزرگتر و نه یک
کودک
احساس کند والدین برای او جایگاه
ویژهای دارند. او یاد گرفته در کارها و زندگی خود به آنها تکیه
کند چون آنها را
قوی و قدرتمند میداند. افرادی که میتوانند کارهای مهم را به
تنهایی انجام دهند،
قادر به انجام خیلی از کارها هستند که او قادر نیست و بطور کلی
در کودکی فرد والدین
خود به همه کار توان احساس میکند و در سایه آنها و با تکیه بر
آنها فعالیتهای خود
را انجام میدهد. کم کم با ورود به دوره نوجوانی طرز فکر و
برداشت نوجوان نسبت به
والدین تغییر مییابد.
او دیگر کمتر تمایل دارد فعالیتهایش را در حضور
خانواده انجام دهد. بیشتر گرایش به حضور در
گروه همسالان
دارد و میخواهد استقلال خود
را از
خانواده
هم به خانواده ، هم به خود و هم به
همسالانش ثابت کند. بنابراین از هر گونه فعالیتی که او را
وابسته به خانواده نشان
میدهد دوری میکند. از نظر او خانواده باید روی توانایی و قدرت
او حساب کنند و به
او اعتماد داشته باشند چرا که او دیگر بزرگتر شده است و
میخواهد خودش مسئولیت
زندگیاش را به عهده بگیرد.
در این راستا خانواده با مشکلاتی چون سرباز زدن
نوجوان از خواستههای آنها ، مخالفت ورزیدن با افکار و تمایلات
آنها و اصرار در
انجام فعالیتهای دلخواه خود مواجه هستند. بر این اساس نوجوان در
این دوره سنی و بنا
به ویژگی استقلال طلبی میخواهد شغلی داشته باشد و حتی از لحاظ
مالی نیز خود به
تامین کننده نیازهایش باشد. در برخی فرهنگها و جوامع ممکن است
نوجوان دست به
اقداماتی چون ایجاد زندگی مستقل از خانواده اقدام کند. در این
میان گروه همسالان
نیز نقش مهمی دارند.
استقلال طلبی نوجوان در مدرسه
ویژگی استقلال طلبی نوجوان در
مدرسه
نیز نمود پیدا میکند. در آنجا نوجوان
قصد دارد استقلال خود را به معرفی نمایش بگذارد میخواهد هم به
همسالان و هم به
اولیا مدرسه بقبولاند که او دیگر بزرگ شده و خودش میداند چکار
میکند. بر این اساس
اولیاء مدرسه نیز با مشکلاتی با دانش آموزان مقطع راهنمایی و
متوسطه مواجه هستند.
کارکنان این مدارش باید آشنایی لازم را با ویژگیهای نوجوانی
داشته باشند و از
مقابله و مخالفت و سرکوبی این ویژگیها خوددداری کنند.
ایجاد سد و مانع در
راه ارضا سالم این ویژگی معمولا نوجوان را به عناد جویی ، سرخود
بودن و یا احساس
فقدان عدم
اعتماد به نفس
میکشاند. اولیاء مدرسه نمادی
از والدین برای نوجوان هستند و به این صورت نوجوان احساس خود را
نسبت به خانواده به
اولیاء مدرسه منتقل میکند. استقلال طلبی نوجوان ممکن است به
تشکیل گروههایی در
مدرسه و همسالان بینجامد که با هدف مشترک ابراز استقلال طلبی
هدایت میشود. معمولا
نوجوانی که احساس استقلال طلبی بیشتری همراه با
قدرت رهبری
داراست هدایت گروه را به عهده
میگیرد.
شیوههای برخورد با استقلال طلبی نوجوانان
11.
در مرحله اول باید آشنایی کامل
با ویژگیهای این دوران پیدا کرد و نمودهای عملی آن را در
نوجوان مشخص کرد. هر چند اساس فعالیتهای مبتنی بر
استقلال طلبی در نوجوانان مشترک است اما نمودهای عملی آن
ممکن است قدری متفاوت از یکدیگر باشد. بر این اساس و با شناخت
کافی از نیازهای نوجوان و با پذیرش این خصوصیت در
نوجوان و بها دادن به آن مسیر این ویژگی را در جهت
مناسب هدایت کرد.
میتوان از این ویژگی برای اهداف مفید در خانواده و مدرسه
استفاده کرد. مثل اعطاء مسئولیتهای خاص در خانواده و مدرسه به
نوجوان و کنترل غیر مستقیم فعالیتهای او. در هر حال از
مخالفت و تلاش در جهت خفه و خاموش نمودن این ویژگی باید
خوددداری کرد. چنین رفتارهایی نوجوان را در ابراز و اثبات استقلال
طلبیاش جزئیتر خواهد ساخت و یا به
احساس عدم اعتماد به نفس او خواهد انجامید
اهمیت توجه به نیازهای نوجوانی
نوجوانی مرحله تغییرات اساسی است. تغییراتی که در ابعاد مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی نمود پیدا میکنند. وجود این تغییرات نیازهای جدیدی را برای وی بوجود میآورد. برآورده شدن مناسب این نیازها به نوبه خود سازگاری سریعتر و بهتر او را با آنها میسر میسازد. در کنار بحران و تحولی که نوجوان در این دوره سنی تجربه میکند، عدم برآورده شدن این نیازها به شیوه مناسب مشکلات افزونتر را موجب میشوند. از این لحاظ توجه به شناخت این نیازها قدم اساسی در کمک به نوجوان در گذر از این دوران است. خانواده و در سطح گستردهتر اجتماع با کاربست شیوهها و برنامه ریزیهای مناسب ، بهداشت دوران نوجوانی را فراهم آورده و زندگی و شخصیت سالمتری را برای وی رقم میزند.
نیازهای زیستی دوره نوجوانی
رشد جسمی ویژگی بارز تغییرات
دوران بلوغ
است. به دنبال رشد قد ، وزن ،
رشد عضلات و حجم قلب و تغییرات متابولیکی ، نیازهای تغذیهای وی
تحتالشعاع قرار
میگیرد. در دوران نوجوانی نیازهای غذایی نوجوان هم از لحاظ
کمیت (به علت ازدیاد
سرعت رشد) و هم از لحاظ کیفیت قابل اهمیت است. رشد بافتهای
عضلانی احتیاج به رژیم
غذایی سرشار از
مواد پروتئینی
دارد. پس از دوازده سالگی احتیاجات غذایی دختر
و پسر متفاوت میشود. بنابراین دستورالعمل درست تغذیه آنها نیز
دیگر نمیتواند
یکسان باشد. دختران نوجوان به 2500 کالری و 80 تا 100 گرم
پروتئین نیاز دارند که
تقریبا 15% کالریهای لازم باید از طریق پروتئینها ، 25 درصد از
طریق چربیها و 60
درصد از طریق گلوسیدها و مواد قندی تامین شوند. تغذیه درست دختر
نوجوان آماده ساختن
او برای توانایی مادر شدن است.
در حدود بلوغ ، افزایش وزن پسران با
پراشتهایی و سیری ناپذیری آنها نمود پیدا میکند. حتی با یک
فعالیت طبیعی مصرف
کالری نوجوان پسر به اندازه احتیاجات یک بزرگسال که کارهای
سنگین انجام میدهد،
خواهد بود. احتیاجات غذایی ، نیاز به کلسیم و پروتئین و مواد
معدنی به علت بالا
رفتن سرعت رشد نسبت به دیگر دوران افزایش چشمگیر پیدا میکند.
عدم ارضا نیازهای
تغذیهای نوجوان صدمات و آسیبهای جدی میتواند به بار آورد.
مقاومت این نوجوان در
برابر بیماریهای عفونی معمولا کمتر است. توان انجام کارهای
سنگین را ندارد و دختران
به هنگامی که زن جوانی شده و باردار میشوند، شرائط بارداری را
به سختی تحمل
میکنند.
نیازهای عاطفی مرحله نوجوانی
·
رشد احساسات و عواطف بخش اصلی ویژگی دوران نوجوانی را تشکیل
میدهد. شناخت
ویژگیهای این تحولات عاطفی کلید اصلی حل مشکلات عاطفی این دوره
است. با توجه به این
که در این دوران
بیداری هیجانات
زندگی عاطفی نوجوان را دربر
میگیرد، وی با نیاز شدید به
دوست داشتن و دوست داشته شدن
مواجه است. گاه
این نیاز به صورت برقراری پیوندهای دوستی و گاه در خیالپردازیها
و رویاهای نوجوان
نمود پیدا میکند.
بر این اساس و با توجه به نیاز مبرم نوجوان به تامل و
تفکر و درونی شدن احساسات وی ، لازم است فرصتهای کافی برای
اینکه پارهای از ساعات
با خود خلوت کند و به اندیشه فرو رود، در اختیار وی قرار گیرد و
والدین و مربیان
آگاهانه و ناآگاهانه خلوت مورد نیاز او را بر هم نزنند و با این
عمل علاوه بر ارضا
نیاز طبیعی او ، اعتماد او را نسبت به خود سلب ننمایند. با این
حال با توجه به سرکش
بودن عواطف نوجوان و نیاز به کنترل و نظارت بزرگترها ، این
نظارت نباید به صورت
سختگیرانه و بیتوجه به نیازها و شرائط نوجوان صورت گرفته و از
حد اعتدلال خارج
شود.
· با توجه به بیثباتی عاطفی این دوران و زود رنجی ، نوجوان نیاز دارد که همواره تکیه گاه مطمئنی برای خویش داشته باشد، به بزرگترها اعتماد کند و در مواقع ناامیدی و نگرانی به این پناهگاه مطمئن پناه ببرد.
· نوجوانان شدیدا نوجو و تازه طلب هستند. نیاز به تجارب جدید و متنوع دارند. این نیازها نیز با توجه به شرائط فرهنگی و اعتقادی باید به شیوه مناسب مورد توجه قرار گیرند. از نمودهای این ویژگی تمایل به مدلهای جدید لباس ، آرایش و ... است.
· ماجراجوئی ویژگی مهم دیگر این دوران است که باید مورد توجه قرار گرفته و نیازهای نوجوان و شرائط و امکانات سالم برای ارضا این نیاز وی فراهم گردد. فراهم کردن امکانات مناسب از قبیل رمانهای سالم و مهیج ، فیلمها ، ورزشهای خاص میتواند بطور سالم نیاز وی را برآورده کند.
· برخلاف تصوری که خود نوجوان از رشد فکری خود دارد، آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، این است که هنوز تفکرات او رشد کامل و پختهای نیافته است. ارائه کمکهای فکری و راهکارهای پیشنهادی برای کمک به تصمیم گیری را به عنوان یک نیاز باید از نظر دور داشت.
نیازهای اجتماعی نوجوان
تمایل به برقراری پیوندهای اجتماعی ، عضویت در گروههای خاص ، پیدا کردن شغل و جایگاه مناسب اجتماعی بسیار مورد توجه نوجوان است. او نیاز دارد در میان دوستان و همسالان باشد، در گروههای ویژهای جایگاه و نقشی برای خود داشته باشد و استقلال مالی را تجربه کند. خانواده و جامعه باید به این دسته از نیازهای نوجوان ارج نهاده و با راهنمایی و نظارت خود نیاز او را به صورت سالم برآورده سازند. در غیر این صورت عضویت در پیوندهای اجتماعی نامناسب و مصرانه به دنبال جایگاه جمعی بودن مضرات فراوانی میتواند به بار آورد.
نتیجه:
دوران نوجواني يكي از بحراني ترين دوران در رشد و تحول افراد است كه هم از نظر زيستي و هم از نظر رواني ،عاطفي و گرايش هاي اجتماعي،تحولاتي در فرد ايجاد مي كند.لذا برنامه ريزي براي آموزش و آشنايي با نيازهاي مرحله نوجواني و پرهيز از واكنش هاي غير طبيعي درمقابل نيازهاي طبيعي نوجوانان از ضرورياتي است كه والدین باید به آن توجه ویژه داشته باشند.
پایان