بسم الله
الرحمن الرحیم
خانواده و جایگاه آن در نگاه امام خمینی(ره)
حجةالاسلام والمسلمین ربیعی- امام جماعت مسجد امام رضا(ع) در
شهر اپسالا
امروز امت اسلامی بیست و دومین سالگرد ارتحال
امام را به سوگ نشتسته است . آن امام بزرگواری که تمام حیاتش را در خط
سیره اجداد طاهرش سپری کرد و امت اسلامی را به تمسکبه آن
بزرگواران سفارش کرد و آن را در ابتدای وصیتش قرار داد ، همانگونه که
رسول الله (ص) به آن وصیت کردند و خودشان نیز عامل به این وصیت
جدشان رسول الله بودند
و بر این عقیده بودند که اگر امت اسلامی از تمسک به اهل بیت
علیه السلام دوری گزیند گمراه خواهد شد
برگزاری مراسم بزرگداشت معنی و مفهوم نتیجه
ای نخواهد داشت اگر از آن شخصیت بزرگوار عبرت و درس نگیریم
.و این مهم محقق نخواهد شد مگر با پیروی و متابعت اقوال ، افعال
و حرکات و سکنات آن امام بزرگوار .
و بنده در این روز عظیم ، خواستم به گوشه ای از حیات
مبارک آن امام عظیم که تخت عنوان " امام و خانواده " است بپردازم
؛ واینکه آن شخصیت ، چگونه با خانواده در تعامل بودند و انسان چگونه
باید با خانوادهخود برخورد و تعامل داشته باشد .
به راستی که دین مبین اسلام به خانواده
اهمیت زیادی قائل شده است ، چرا که خانواده پایه ای
اساسی در بقای اجتماع و جامعه است ، به این معنا که اگر خانواده
، خانواده ای صالح باشد ، جامعه ای فاسد خواهیم داشت . به این
دلیل است که اسلام این اهمیت وافر را در تشریفات خود به این
جز اساسی داده است . لابد و باید عامل به تشریعات اسلامی
در همه ی جوانب که از جمله آنها در حیطه ی جامعه و اجتماع است ،
باشد .
امام خميني(ره) به عنوان ولي فقيه و رهبر جامعه اسلامي
همواره تأكيد داشتند اصلاح جامعه بدون مهيا كردن زمينه تربيتي مناسب و پرورش نسلي
خود ساخته و خداجو امكان ناپذير است.
از همين رو، در نظام تربيتي امام خميني(ره)، خانواده به
عنوان محملي براي تربيت و پرورش فكر و تعالي روح انساني، از ارزش ويژه اي برخوردار
است زيرا مبناي بروز و ظهور عواطف انساني و ركن عمده جامعه است.(1)
ولي در بين نقشهاي گوناگون والدين و ديگر اعضاي خانه، اين
مادر است كه سهم اصلي و اساسي را در تربيت كودك ايفا مي كند تا بدان جا كه هيچ كس
ديگر، حتي پدر، به پاي او نمي رسد. همچنين، ديگر كارگزاران پرورشي همچون: معلم و
مربي به هنگام مقايسه با نقش مادر، جنبه ثانويه پيدا مي كنند. ايشان در اين باره
مي فرمايند:«دامن مادر، بزرگترين مدرسه اي است كه بچه در آن تربيت مي شود. آنچه از
مادر مي شنود، غير از آن چيزي است كه از معلم مي شنود.(2)
در بیانی دیگر امام رضا ( ع ) می
فرمایند : « مادر ها بیشتر مسئول هستند و مادرها اشرف هستند . شرافت
مادری ، از شرافت پدر بیشتر اشت » .
از نظر امام زن هنگامی می تواند بیرون از
خانه کار کند ، که به خانواده اش آسیبی وارد نشود . اگرچه پدر مسئول
شرعی فرزند است و اگر بچه نا صالح و خلافکار بار بیاید در پیشگاه
خداوند مواخذه می شود ، اما امام نقش مادر را بسیار تعیین
کننده می دانستند و به تربیت بچه ها به وسیله مادرا اهمیت
می دادند ، گاهی که اظرافیان به شوخی به امام می
گفتند چرا زن باید در خانه بماند ؟ ایشان پاسخ می دادند : «
خانه را دست کم نگیرید ، تربیت فرزندان کم نیست . اگر کسی
بتواند فردی را پروش دهد ، خدمت بزرگی به جامعه کرده است ، عاطفه در
زن قوی تر است و قوام و دوام خانواده ، بر اساس محبت شکل می گیرد
»
به همین دلیل است که امام توجه مادرها را به این
نکته جلب می کند « مادرها باید توجه کنند که بچه ها را خوب و پاک تربیت
کنند . دامن هایشان یک مدرسه عامی و ایمانی باشد »
نعیمه اشراقی ، نوه امام در این باره می
گوید : " امام همیشه به
مادرم توصیه می کردند بهترین عبادت برای مادر ، نگهداری
از فرزندانوتربیت آنان است " . همسر آقا تعریف می کردند
وقتی دکمه ای از پیراهن امام می افتاد ، می گفتند میشود
این را بدهید بدوزند . نمی گفتند : خودت بدوز و اگر احیانا
روز بعد دوخته نشده بود ، نمی گفتند ، چرا ندوخته اید ؟ بلکه می
گفتند : کسی نبود بیاید بدوزد ؟
امام تا آخر عمرشان هرگز به خانم نگفتند :یک لیوان آب به من بده .
امام خود مکررا اینکار را برای خانم انجام می دادند .
فرزندانشان تعریف می کردند که امام با آنها بازی می کردند
. یعنی بعد از تمام شدن درس ، ساعتی به بازی با بچه ها
اختصاص می دادند و بدین ترتیب به خانم در تربیت فرزندان
کمک می کردند .
امام اینگونه به پسر و نوه هایش آموختند که از
ایشان انتظار کارنداشته باشند و اگر کاری کرده اند محبت است . در
ابتدای عقد نصیحت می کردند که : « سعی کنید با هم
رفیق باشید . اگر مرد هستی و بیرون از خانه هزار مساله
داری ، وقتی به خانه بر می گردی ، ناراحتی هایت
را پشت در بگذار و سعی کن با لطف و مهربانی وارد خانه شوی » .
از طرف دیگر به زنان هم توصیه می کردند : « تو هم ممکن است در
خانه خیلی کار کرده باشی و خسته شوی ، اما نباید
خستگی خود را به شوهرت منتقل کنی ، به استقبالش برو و زندگی گرمی برای
خودتان درست کنید »
نعیمه اشراقی نوه امام خمینی در اینباره
می افزاید : یک زمانی ، هم آقا بیمار بودند و هم
همسرشان ، ما معمولا دو سه نفر بودیم . اگر یکی از ما نزد امام
می ماند ، ایشان بی درنگ می گفتند : من کسی را نمی
خواهم ، بروید پیش مادرتان !
امام قرار گذاشته بودند سالی یک بار همسرشان به
تهران بروند و سه ماه تابستان را در آنجا بگذرانند . خودشان هم به خمین می
رفتند و این برنامه همیشه بود و حتی تا بزرگ شدن ما نیز
ادامه داشت . از روزی که خانم به مسافرت می رفتند ، اخم های
امام در هم بود تا خانم برگردند . امام موقع ورود همسرشان به منزل لبخند می
زدند و این یکی از راه های ابراز علاقه امام به خانم بود
.
نعیمه اشراقی در این ارتباط یادآور می شود: «حضرت
امام(ره) خیلی با عاطفه و مهربان بودند. نسبت به بچه ها خیلی
علاقه مند بودند. با یک بچه کوچک مثل همان بچه رفتار می کردند همه
عاشق ایشان بودند. نسبت به بچه ها علاقه خاصی داشتند، چون بچه ها را خیلی
پاک می دیدند. بچه ها را به فطرت خودشان نزدیک تر می دیدند.
بچه های شهدا را در ردیف بچه های خودشان دوست داشتند و خدا می
داند که در حق این کودکان چه دعاهایی می کردند و چه سفارش
هایی که داشتند.»
وی ادامه می دهد: «صبح شنبه(آخرین روز)
حال امام خمینی(ره) نسبتاً خوب بود، با سختی گوشه چشم شان را
باز کردند و با اشاره فرمودند: علی(نوه کوچک امام) را بیاورید
که ببوسمش.» و این آخرین بار بود که امام(ره) با نوه عزیزش وداع
کرد. خانم صدیقه مصطفوی دختر امام(ره) نیز اظهار می کند:
«من اولین فرزند بودم و خیلی به من علاقه داشتند و فوق العاده
احترام به من می گذاشتند. توی اتاق ایشان که می رفتم می
نشستم اگر مثلاً آب می خواستند یا یک دارویی می
خواستند به من نمی گفتند. یک وقت می دیدم آقا بلند شده و
می رفتند لیوان آب یا دارویشان را می آوردند، من
ناراحت می شدم می گفتم آقا به من بگویید. اما احترام می
گذاشتند. عقیده شان این بود که من دیگر سنم بالا است، ما در چندین
اولاد هستم، بنابراین به من احترام می گذاشتند، البته آقا همه
اولادشان را یکسان دوست داشتند هر کدام که به دیدارشان می رفتند
عقیده شان این بود که او را از همه بیشتر دوست دارد این
اخلاق را نداشتند که فرق بگذارند.