مشکلات زناشویی و راه حلها
زناشويي يكي از
صميمي ترين و خصوصي ترين انواع ارتباط انساني و از نيازهاي فطري بشر است .
زمانيكه دو نفر ناآشنا و با سلايق مختلف كنار هم قرار مي گيرند دوام و كيفيت
دوستي آنها به دانش ، مهارت و هنر هر يك از آنها در تحكيم اين ارتباط بستگي
دارد . كم و بيش همه ما شاهد بوده ايم زن و شوهرهائيكه اگر چه در كنار هم هستند
ولي بسيار از هم فاصله دارند .
در حقيقت به دليل عدم درك صحيح نيازها و شخصيت يكديگر نه تنها صميميتي بين آنها نيست بلكه به اجبار در كنار هم زندگي مي كنند كه اين اجبار ميتواند ناشي از تعصبات اجتماعي مثل اعتقاد به ناشايسته بودن طلاق ، حمايت از فرزندان و مشكلات معيشتي و … باشد . نارضايتي زن و شوهر از يكديگر علاوه بر اينكه بر لذت از زندگي و موفقيت هاي اجتماعي ، شغلي و اقتصادي تاثير منفي مي گذارد ، گاهي متأسفانه به مشكلات اخلاقي نيز منجر مي گردد . راستي چه عواملي باعث مي شود آنهمه رعايت احترام و حفظ حريم و حرمت ها ، فداكاريها و مهرباني هاي دوران نامزدي و عقد پس از مدتي به دلسردي ، خستگي و مشاجره هاي مختلف منجر شود ، اميد است مطالبي كه در ادامه خواهد آمد بتواند راه هاي پايداري و دوام صميميت و يك ارتباط با نشاط زناشويي را بيان كند .
از خودتان شروع كنيد
اگر از يك ارتباط زناشويي كه دلخواه شما نيست رنج مي بريد اولين گام اين است كه خود را اصلاح كنيد . در يك ارتبا ط دو طرفه كمتر مي توان فقط يك نفر را بعنوان مسئول مشكلات و مشاجرات معرفي كرد . شما مجبور نيستيد در شرايط توأم با تحقير ، سرزنش و خستگي سر ببريد ، از هم اكنون سرنوشت خود را به دست بگيريد و براي تغيير زندگي و روابط زناشويي خود برنامه ريزي كنيد . رفتارهاي غلط خود را اصلاح كنيد و بعضي از وظايفي كه فراموش كرده ايد از سر بگيريد .
اريك فروم در كتاب ‹ هنر عشق ورزيدن › مي گويد : زماني ميتوانيد كسي را عاشق خود كنيد كه اول خودتان به او عشق بورزيد . شما مي توانيد در خاطرات تلخ گذشته و آنچه بين شما و شريك زندگي تان گذشته است غوطه ور شويد و به خاطر آن پر از غصه ، كينه و خشم گرديد اما راه ديگري هم هست و آن اينكه از حالا تصميم بگيريد شرايط را عوض كنيد ، گذشته ناخوشايند را فراموش كنيد و فقط از آن براي داشتن يك زندگي بهتر درس بگيريد ، ببينيد چه چيزهايي زندگي شما را توأم با ناكامي و غصه كرده است آنها را از بين ببريد دوباره تكرار مي كنم فراموش نكنيد كه زناشويي يك ارتباط دو طرفه است و قسمتي از مشكلات مربوط به شماست بنا براين ابتدا خودتان را طبق تعاليم زير تغيير دهيد .
استقبال از اختلاف نظر ها
خداوند انسانها را مثل هم نيافريده است و البته اين تفاوتهاي بين فردي است كه سبب جاذبه بيشتر بين انسانها ميگردد . بنابراين نبايد سعي كنيد كه طرف مقابل را به گونه اي تغيير دهيد كه مثل شما فكر كند و مطابق نظر شما رفتار كند ، در ابتدا دختر و پسرها كه براي مراسم خواستگاري و آشنايي صحبت مي كنند ، به دقت به صحبت هاي همديگر گوش ميدهند و در حقيقت اين شروع آشنايي براي آنها جذاب است زيرا هر كسي خود را همانطور كه هست معرفي مي كند و عقايد خود را بيان مي كند ، چيزيكه سبب اين جاذبه مي شود همان اختلافات اين دو نفر است . بجز ارزش هاي مذهبي و بنيادين كه اختلاف نظر در آنها گيرايي ندارد ما معمولاً به دنبال كسي هستيم كه به دليل تفاوتهايش ما را كامل كند . اختلاف نظر ها اگر چه ممكن است سبب تضاد يامشاجره گردد ، اما همين مشاجره نيز فرصتي براي بيان عقايد طرفين است و منجر به شناسايي بيشتر هر يك از ديگري مي گردد . از طرفي نبايد انتظار داشت كه هيج اختلاف نظر و مشاجره اي بين زن و شوهر وجود نداشته باشد ، چرا كه ارتباط بدون تضاد يك ارتباط صحيح و پويا نيست در حقيقت در اين ارتباط يك نفر از بيان احساسات و عقايد خود صرف نظر كرده است يا طرف مقابل اين فرصت را با قلدري به او نداده است و لذا از رشد طرفين نيز جلوگيري خواهد شد . عقايد مختلف با ايجاد بحث و مشاجره يا قضاوت نفر سوم يا مراجعه به كتاب سبب رشد زن و شوهر مي گردد، مثلاً اگر در مورد تربيت فرزند اختلاف نظري داشته باشند با مراجعه به روانشناس يا كتب مربوطه دانش هر دو طرف ارتقاء مي يابد .
تغيير در نگرش به رفتار و خصوصيات طرف مقابل
ممكن است شما علاقمند ، به ورزش و تماشاي مسابقات ورزشي باشيد و همسر شما علاقمند به خواندن روزنامه مثل صفحه حوادث يا صفحه گزارشات سياسي باشد ، لازم نيست تلاش كنيد علاقمندي خودتان را ناديده بگيريد يا او را مجبور كنيد كه سرگرمي اش مثل شما باشد بلكه هر كدام بايد به ديگري اجازه دهيم به آنچه دوست دارد بپردازد ، در اينصورت مي بينيد كه در يك خانواده هم بحث هاي ورزشي مي شود و هم بحث هاي سياسي و ... يعني باز هم شما مي توانيد همديگر را كامل كنيد .
بنابراين به جاي اينكه بگوئيد متاسفانه شريك زندگي من اصلاً مثل من فكر نمي كند و مثلاً در مورد تماشاي فوتبال اتفاق نظر نداريم ميتوانيد بگوئيد خوشبختانه وقتي كه دست از تفريح و سرگرمي مان مي كشيم هركدام حرف جديدي براي زدن داريم كه ملال آور نيست و بر اطلاعات مان مي افزايد .
ممكن است شما از هر پر حرفي ، كم حرفي ،ملايمت ، تند مزاجي ، رنگ مو ، قد ،جاه طلبي ،قاطعيت و رك گويي ، پركاري و خساست و ... همسرتان خوشحال باشيد يا ناراحت ، بايد بدانيد كه اينهاامور نسبي هستند ، اگر براي شما ناپسند است براي ديگران خوشايند به نظر مي رسد . پرحرفي طرف مقابل سبب مي شود شما مجالس گرم و شلوغي داشته باشيد از طرفي اگر كم حرف و ملايم باشد به شما آرامش مي دهد . خساست او را مي توانيد به اقتصادي بودن تعبير كنيد و يا جاه طلبي كه او را براي ارتقاء در درجات كاري كمك مي كند و سعي مي كند كه كارش را بخوبي انجام دهد اين ميتواند به جديت در كار تعبير شود . اگر نگرش خود را نسبت به صفات يا رفتار او تغيير دهيد مي بينيد كه هر كدام فرصتي براي دگرگوني و لذت بيشتر از زندگي فراهم كرده ايد و باز هم اشاره كنم فرصتي براي كامل شدن شماست .
تمجيد و تأئيد
هر روز دليلي براي تائيد بهترين يار خود داشته باشيد هر زن و مردي در هر مقام و درجه علمي و اقتصادي كه باشد بسيار علاقمند است كه مورد تائيد ديگران بخصوص نزديكان خود قرار گيرد . شايد شنيده يا ديده باشيد كه بعضي ها در محيط كار بسيار شاداب تر از محيط منزل باشند زيرا در محيط كار به دليل پركار ي ، جسارت و ارائه كار خوب يا برخورد مناسب مرتب از سوي همكاران مورد تأئيد قرار مي گيرند ولي در منزل نه تنها مورد تأئيد قرار نمي گيرند بلكه به دليل اختلاف سليقه هايي كه قبلاً اشاره شد يا خريد لباس يا مواد خوراكي معيوب مورد سرزنش واقع مي شوند . اين امر موجب مي گردد كه در جمع فاميل خسته و خموده به نظر برسد و لذا انرژي و شادابي اش در محيط كار صرف همكاران مي گردد و ملال او نصيب خانواده . مردان دوست دارند كه مورد تأئيد واقع شوند زنان هم دوست دارند كانون توجه شوهرشان باشند .
مردان به خاطر قيافه اي كه دارند ، بخاطر چيزي كه براي خانه مي خرند ، تلاشي كه مي كنند و سليقه شان نياز به تأئيد دارند ، اين تأييد اعتماد به نفس آنها راتقويت مي كند و شور و هيجانشان را دو چندان مي نمايد و خلاصه به كسي كه از آنها تعريف كند علاقمند مي شوند متأسفانه ممكن است اين فرد كسي به جز همسرشان باشد و يقيناً دردسر مي آفريند . مردان بخاطر صفاتي مثل محجوب بودن ، باادب بودن ، وظيفه شناس بودن و . . . در محيط كارشان به تكرار از سوي همكاران زن يا مرد مورد تشويق و تأييد قرار مي گيرند . از طرفي زنان به هيچ وجه تمايل ندارند كه شوهرشان به زن ديگري محبت نشان دهد يا با او شوخي كند شايد اسم اين را حسادت زنانه بگذاريد ولي هر چه هست هر زني دوست دارد كه براي شوهرش عزيزترين باشد . مرداني كه معتاد به كار هستند و زمان زيادي را خارج از منزل به سر مي برند كمتر مي توانند به همسرانشان توجه نشان دهند و طبيعي است كه وقتي به خانه برميگردند با زني خسته و ملول مواجه شوند . اگر در يك محيط كاري با چند نفر زن و مرد كار ميكنيد به راحتي ميتوانيد حدس بزنيد چه موقع همسر همكارتان به او تلفن مي زند چون معمولاً يك ارتباط تلفني كوتاه با كمترين سلام و احوالپرسي و معمولاً بي حوصلگي را شاهد هستيد ، اينگونه ارتباط پيامي به تماس گيرنده مي دهد به اين مضمون ‹ من براي كارم بيشتر از تو اهميت قائل هستم ، فعلاً وقت مرا نگير ، شما شايستگي توجه مرا نداريد . › ، اين موضوع بطور آگاهانه يا ناخود آگاه سبب رنجش و مشاجره ميگردد .
كسي كه مورد بي توجهي واقع شده است ( معمولاً زنان ) با آوردن بهانه هاي گوناگون ، بهم زدن وعده هاي قبلي و اخم كردن موجبات ناراحتي را فراهم ميكند .
سعي كنيد هر روز با بر شمردن يكي از صفات همسر خود او را تأييد كنيد مثلاً از جديت او در كار ، مهرباني ، پرحرفي ، غذاي خوشمزه اي كه آماده كرده است يا خريده است ، آرايش ظاهري و ... و در پايان به خاطر اين صفت خوب از او تشكر كنيد . بسياري از مردان كار درمنزل همسرشان را خيلي دست كم مي گيرند ، بد نيست يك روز پا به پاي خانم خانه به فعاليت بپردازيد خواهيد ديد كه كارهايي مثل پخت و پز ، شستشوي ظروف و لباس ، تميز كاري ، بچه داري و ... چقدر وقت و انرژي از شما خواهد گرفت در اينصورت ملاحظه خواهيد كرد كه نه تنها كار زن خانه دار كم نيست بلكه زنان به خاطر اين همه فعاليت نياز به تشويق و توجه كامل دارند . زنان با اين همه مشغله در منزل بايد از لحاظ عاطفي به بچه ها و حتي شوهرشان نيز رسيدگي كنند . اين مستلزم آن است كه علاوه بر كمك به او در كار منزل ضمن تشكر و تمجيد به موقع موجبات انبساط خاطر او فراهم آيد .
دوست داشتن بدون شرط
براي دوست داشتن كلمه ‹ اگر › را فراموش كنيد . همسر شما نزديكترين فرد به شما ست او را بدون هيچ قيد و شرطي دوست بداريد . هيچ مادري براي دوست داشتن فرزندش كلمه اگر بكار نمي برد . بگذاريم هر كسي خودش باشد و همانطور كه هست دوست داشته شو د . شرط گذاشتن براي دوست داشتن ، بيشتر استفاده از طرف را القاء ميكند تا دوست داشتن او . شروطي مثل اگر پول دار بودي ، اگر تلاش بيشتري مي كردي و ... به هيچ وجه مشكلي را حل نميكند بلكه موجب رنجش ميگردد .
ممكن است سئوال كنيد چطور كسي را با داشتن صفات يا رفتار ناپسند دوست داشته باشيم ، همانطور كه قبلاً اشاره شد بسياري از صفات افراد خوب يابد بودنش نسبي است و شما با تغيير نگرش خود ميتوانيد به همسرتان نزديك شويد . يادتان باشد كه اگر به كسي احساس ارزشمندي وشايستگي بدهيد ، سعي مي كند خودش را در حد انتظار شما نگه دارد .
قاطي شويد ولي بارعايت حريم يكديگر
اصطلاح قاطي شدن در جامعه ما زماني بكار مي رود كه دو نفر خيلي با هم نزديك شده باشند و دوستي وصميميت آنها به حدي باشد كه از بعضي مسائل خصوصي هم مطلع باشند و گاهي حتي در مخارج مالي هم سهيم باشند اما اين قرابت هر چقدر هم كه باشد توأم با رعايت حد و حدود يكديگر است . در دوران عقد و نامزدي دختر و پسر حدود همديگر را رعايت مي كنند به يكديگر احترم مي گذارند . به وعده هايشان به خوبي عمل مي كنند . همديگر را سرزنش و يا تحقير نمي كنند ، نسبت بهم وفادارند ، براي هم ايثار مي كنند ، براي اينكه در ضمن نزديك شدن هنوز حدود و حريم يكديگر را رعايت مي كنند ولي پس از تشكيل زندگي مشترك بسياري از اين موارد فراموش مي شود ، شايد به اين دليل كه طبق يك ضرب المثل ‹ خر يك نفر از آنها از پل مي گذرد › و مي خواهد طرف ديگر را تحت اختيار خود قرار دهد يا يك نفر از زوجين سعي ميكند احساسات و انتظارات و عقايد طرف ديگر را مثل خود نمايد و در حقيقت خود را تحميل نمايد و يا به اين دليل است كه يك نفر خيلي كوتاه مي آيد و از خواسته ها و حقوقش مي گذرد ، اما هر چه باشد سبب نارضايتي و پايه بسياري از مشاجرات و دعواهاي خانوادگي خواهد شد . شايد بعضي ها فكر مي كنند كه چون ما خيلي خودماني شده ايم پس از قصوراتمان خواهند گذشت ولي ايراد كار اينجاست كه اين قصورات بسيار تكرار مي شود و الا اشتباه غير عمد به فواصل طولاني براحتي قابل بخشش است اشتباهاتي مثل پرخاش كردن ، كم اهميت جلوه دادن شخصيت همسر ، اهميت ندادن به وعده ها و احترام كافي نگذاشتن بخصوص در جمع مواردي است كه بسيار ديده مي شود و آنهم براي عزيزترين فرد زندگي .
يكي ديگر از مواردي كه بايد رعايت شود پوشيدن لباس مناسب براي همسر است . ممكن است براي رفتن سركار لباس آراسته اي بپوشيد ولي در تعطيلات آخر هفته يا هر گاه باتفاق همسر بيرون مي رويد به نوع لباستان اهميت ندهيد كه در حقيقت به همسرتان بي توجهي نموده ايد . همچنين اگر او از شما توقع دارد كه لباس مورد علاقه اش را بپوشيد حتماً اين كار را بكنيد تا باز هم هنگام خريد در سليقه شما شريك شود .
به تقاضاي همسرتان توجه نمائيد. گاهي يكي از زوجين ( بخصوص زن ) به همسرش مي گويد لازم نيست خود را به زحمت بيندازيد من خودم به تنهايي به مطب دكتر مي روم يا لازم نيست اين همه خرج كني و اين لباس گران قيمت را براي من بخري ، در اين موارد بايد كاملاً بر عكس عمل كرد زيرا در حقيقت تعارف مي كند يا شايد شما را محك مي زند و يقيناً از شما انتظار همراهي دارد .
با صرف وقت و پول يا انجام تلاش مضاعف و ايثار گرانه علاقمندي خود را ثابت كنيد ، اگر چه همه اينها از لحاظ شرعي و انساني وظيفه هر كسي است ولي متأسفانه گاهي فراموش مي شود .
به تغييرات همسرتان توجه كامل نمائيد . تغييراتي مثل آرايش مو ،تغيير لباس و . . . در همسرتان براي توجه بيشتر شما به اوست به آنها اهميت دهيد و او را به خاطر تلاشي كه كرده است يا سليقه اش تشويق كنيد ، چرا كه هر كاري وقتي تكرار مي شود كه توأم با تشويق و تائيد باشد . بالاخره اينكه هر روزهمسرتان را با نگاهي نو مشاهده كنيد و دچار روزمرگي نشويد .
بيان انتظارات و احساسات
ليستي از انتظارات و توقعات از همسرتان تهيه كنيد و آنها را بطور واضح در اختيار او قرار دهيد ، شايد بعضي از توقعات شما را ندانسته برآورده نكرده است . انتظارات شما به عنوان يك خانم از شوهرتان ميتواند موارد زير باشد :
بيان تشكر براي غذائيكه خيلي وقت صرف آن كرده ام
همراهي با من در خريد لباس و كمك به انتخاب آن
كمك در كارهاي منزل و بچه داري
در روز هاي سرد و باراني مرا به محل كار برسانيد
و ....
و انتظارات يك مرد ميتواند شامل موارد زير باشد :
تشكر به خاطر غذائيكه از بيرون تهيه كرده ام
آرايش و لباس مورد نظرم را بپوشيد
وقتيكه ميخواهم استراحت كنم خانه آرام باشد .
به مشكل حمله كنيد نه به همسرتان ، اگر باديدن ريخت و پاش بودن منزل ناراحت مي شود بگوئيد من از اين وضعيت عصباني مي شوم به جاي اينكه بگوئيد تو آدم شلخته اي هستي. هنگاميكه طعم غذا با شما سازگار نيست به خاطر نزديكترين فرد به شما آن را تحمل كنيد و غر نزنيد .
تقاضاهاي خود را بطور واضح بيان كنيد
در يك روز كه شما سرما خورده ايد وتمايل به سوپ داريد ممكن است به همسرتان بگوئيد ‹ لازم نيست براي تهيه سوپ خود را به زحمت بيندازي › در حاليكه تقاضاي شما اين است كه برايتان سوپ تهيه شود و اگر همسرتان سوپ تهيه نكرد شما ناراحت مي شويد لذا بهتر است بطور واضح بگوئيد ‹ اگر چه باعث زحمت شما مي شود ، ممنون مي شوم اگر برايم سوپ تهيه كنيد › هر گاه از همسرتان بخاطر كاري يا گفتاري دچار خشم ، عصبانيت يا نگراني هستيد با او در ميان بگذاريد ولي نه بگونه اي كه رابطه شما را خدشه دار كند . هنگام خشم و عصبانيت فقط تامل كنيد و صبر كنيد تا آرامش شما برگردد آنگاه دوستانه به او نزديك شويد ولي با قاطعيت علت ناراحتي خود را بگوئيد . از كلمه تو استفاده نكنيد ، مثلاً بگوئيد ، از اينكه بدون اطلاع تا ديروقت به خانه نيامدي نگران شدم ، از اين به بعد اگر قرار است دير بيايي به من تلفن بزنيد . يا ازاينكه در جلوي مهمانها از غذاهايم ايراد گرفتي بسيار خشمگين هستم
اما اگر بگوئيد تو در جمع به من بي حرمتي كردي يا تو آدم بي مسئوليتي هستي و بدون اطلاع آخر شب بيرون مانده اي او هم از كوره در مي رود و جنگ تان آغاز ، مي شود جنگي كه پايان خوش ندارد ولي با بكار بردن كلمه من به جاي كلمه تو ضمن آرامش و قاطعيت او را قانع مي كنيد و حتي منجر به غذر خواهي از طرف او شده و از تكرار آن اشتباه جلوگيري مي كند .
ساير نگراني ها و ترس هايتان را نيز با شريك زندگي تان در ميان بگذاريد ممكن است شما به عنوان يك زن نگران باشيد كه وقتي شوهرتان با دوستانش به تفريح مي روند كارهاي خلاف اخلاق و شئونات از آنها سر بزند ، در صورتيكه او بتواند به راحتي شما را قانع و آسوده خاطر سازد اگر اين نگراني را در ميان نگذاريد هميشه با بهانه هاي مختلف مي خواهيد مانع تفريح او شويد يا اگر مانع نشويد وقتيكه از تفريح بر مي گردد با ناراحتي شما مواجه خواهد شد .گفته مي شود مردان بصري و زنان زباني اند يا مرد به جسم زن و زن به قلب مرد نظر دارد يعني مردان به ظاهر و آرايش زنان و زنان به محبت و توجه مردان اهميت ميدهند بنابراين سعي كنيد اين انتظارات رابرآورده كنيد .
همدلي كنيد
منظور از همدلي اين است كه به كسي كه دچار مشكلي شده است نشان دهيم كه ناراحتي و غصه او را درك مي كنيم نه اينكه او را به تحمل اين وضعيت يا ناديده گرفتن آن سفارش كنيم . در مثالهاي زير همدلي صحيح از طريق بيان عبارات صحيح را ملاحظه مي كنيد :
- اگر همسر شما با اتومبيل دچار تصادف شده باشد :
بيان غلط : ‹ حقت بود چند بار بهت گفتم تند نرو › يا ‹ بي خيال فداي سرت ›
بيان صحيح : ‹ احساست را درك مي كنم خسارت به ماشين و ترس هنگام تصادف تو را حسابي آزرده است ›
- در هنگام شكست شغلي و از دست دادن كار :
بيان غلط : ‹ سر انجام آدم تنبل و نامنظم همينه › يا ‹ تو بايد در كارت جدي تر باشي ›
بيان صحيح : ‹ نگران نباش ، قناعت مي كنيم تا دوباره شغلي دست و پاكني ، .. . . ›
يا در مثال هاي ساده تر :
- وقتي كه غذاي همسرتان سر اجاق مي سوزد :
بيان غلط : ‹ هنوز از عهده تهيه يك غذاي ساده برنمي آيي › يا ‹ موقع غذا پختن حواست را جمع كن ›
بيان صحيح : ‹ اشكالي نداره ميتونيم حاضري بخوريم ›
كنايه زدن در اين جور مواقع جز اينكه كوره عصبانيت همسرتان را داغ تر كند سودي ندارد از طرفي موقعيت نامناسب نيز باعث مي شود كه او از نصيحت هاي شما حالش بهم بخورد .
- اگر همسرتان در اثر كار روزانه خسته است :
بيان غلط : ‹ تو نبايد اينقدر خودت را خسته مي كردي ›
بيان صحيح : ‹ سخت كوشي تو را ستايش مي كنم ، بهتر است استراحت كني ›
- سردرد همسر :
بيان غلط : ‹ كافيه يك قرص مسكن بخوري ›
بيان صحيح : ‹ درك مي كنم كه چه مي كشي الان برات قرص مي يارم ›
شرايط ناگوار زندگي مثل بيماري بزرگترها و فرزندان ، بدهكاري ، اجاره نشيني و ... بايد شما را به يكديگر نزديكتر كند نه اينكه باعث كدورت و ايجاد فاصله بين شما شود .
گفتگو كنيد
بارها شنيده ام كه مردي از ساكت بودن خانمش در منز ل شاكي است اگر چه مي توان كم حرفي او را ستايش كرد ولي موارد بسياري وجود دارد كه ميتوان درباره اش سخن گفت مثل اخبار كشور ، تصميم براي مسافرت ، قيمت كالاهايي كه در روز خريداري شده ، وضع تحصيلي فرزندان ، علاقمنديها ، نگراني ها ، آرزوها و ... از طرفي خانم ها نيز به كرات از اين بابت شكايت مي كنند كه وقتي شوهرشان از سركار برمي گردد اول سراغ غذا را مي گيرد و پس از آن به خواندن روزنامه يا تماشاي مسابقات فوتبال ، سريال ها يا اخبار مي پردازد بدون اينكه با ما سرگرم گفتگو شود . جالب اين است كه اغلب اين آقايان با رضايت خاطر مي گويند . همه اسباب آسايش افراد خانواده را تهيه مي كنيم و چيزي كم آنها نگذاشته ايم ، غافل از اينكه زندگي فقط خوراك و پوشاك نيست بايد به محبت و صميميت بيشتر از پيش پرداخت . مرد خانه مي تواند از اتفاقاتي كه سر كار برايش افتاده است ، سر و كله زدن با ارباب رجوع ، تصميمات آينده شغلي يا تحصيلي ، مشكلاتي كه براي همكارانش پيش آمده است و ... براي خانواده تعريف كند .
گفتگو سبب افزايش دلگرمي افراد خانواده ، اجتماعي شدن كودكان و شناخت بيشتر اعضاء از يكديگر مي گردد .
سكوت نشانه يا هشدارنارضايتي ، القاء بي توجهي ودرگيري بيش از حد به امورات خارج منزل است كه سبب دوري همسران مي گردد و نتيجه اي جز مشاجره و اخم در پي نخواهد داشت ، بدنبال اوقات شاد خود و خانواده باشيد . گفته مي شود زنان حرف زدن را بخاطر خود حرف زدن دوست دارند در صورتيكه مردان به خاطر رسيدن به هدفي حرف مي زنند لذا هدف مردان مي تواند آرامش و دوستي خود و همسرشان باشد .
مقايسه نكنيد
اجازه دهيم هر كسي خودش باشد تا بتواند خلاقيت ها و استعدادهايش را به نمايش بگذارد ، هر كدام از انسانها در زمينه اي خاص استعداد دارند و توانايي هاي ويژه اي از خودنشان مي دهند . همسر شما زماني بيشترين انرژي و محبت را نثار شما مي كند كه خودش باشد نه نسخه دوم فرد ديگري . نقاط قوت او را ببينيد و تمجيد كنيد تا نقاط ضعفش برطرف گردد ، دوباره يادآوري مي كنم كه اگر به كسي ارزش دهيد سعي مي كند خودش را در حد انتظار شما نگه دارد .
هديه بدهيد
براي هديه دادن دنبال بهانه باشيد . خانم ها به گل ، لباس ، جواهرات و عطر علاقمندند . آقايان هم اگر چه سليقه هاي متفاوتي دارند ولي از لباس و عطر خوششان مي آيد . اگر كسي بخصوص همسرتان براي شما هديه آورده است اصلاً قيمت آن را نپرسيد ، فقط از هديه دهنده تشكر كنيد . حتي اگر آن را دوست نداريد بخاطر همسرتان از آن استفاده كنيد والا هديه دادن تكرار نمي شود . بخصوص براي سالگرد ازدواج ، روز تولد ، روز مادر ، روز پدر ، زايمان همسر ، عيد نوروز و اعياد اسلامي حتماً به شريك زندگي خود هديه بدهيد . همچنين وقتي كه از مسافرتي هر چند كوتاه و هر چند نزديك برمي گرديد سوغات فراموش نشود . در هديه دادن شأن خودتان و شأن همسرتان را درنظر داشته باشيد ، چيزي هديه بد هيد كه همسرتان شگفت زده شود ، گاهي امساك شما در خريدن مايحتاج خودتان يا هديه براي همسرتان به دليل ناتواني مالي نيست بلكه شايد شأن خود يا همسرتان را هم سنگ آن شيء گران قيمت نميدانيد . توصيه مي كنم كمي در اين مورد تأمل كنيد .
خودتان باشيد
لازم نيست كاري كنيد كه مورد علاقه ديگران باشيد ، همين طور كه هستيد دوست داشتني تريد . اختلاف نظرهاي كوچك و رفتار خاصي كه به ديگران آزار نمي رساند مشخصه شماست . ‹ به اندازه بود بايد نمود › بيش از آنچه هستيد تظاهر نكنيد . به خودتان اهميت دهيد ، ظاهري آراسته داشته باشيد . بوي بد بدن ، مو و لباس نامتناسب ديگران را از شما دور مي كند . اوقاتي را به خودتان اختصاص دهيد و سعي كنيد اين امكان براي همسرتان نيز فراهم شود كه گاهي نصف روز يا يك روز كامل در اختيار خودش باشد ، از بچه ها مواظبت كنيد تا خانم شما بتواند زماني كاملاً در اختيار خودش باشد .
اگر بتوانيد زماني را به خود و همسرتان اختصاص دهيد كه دور از بچه ها و مشكلات منزل باشد ، به بازشناسي از همديگر كمك كرده ايد . مثلاً هفته اي يكبار قدم زدن در پارك يا كنار رودخانه مي تواند به شما نشاط بيشتري دهد .
تحمل شرايط خاص
زنان در دوران پريود ماهانه و كمي قبل از آن دچار بي حوصلگي ، سردرد ، كمردرد يا دلدرد مي شوند و بخصوص بي حوصلگي آنها براي مردان غير قابل تحمل است ، در اين دوران مردان بايد بيشتر تحمل كنند و مواظب آرامش همسر خود باشند به ويژه در كارهاي منزل از او حمايت نمايند . مردان نيز ممكن است در بعضي شرايط دچار كسلي و خمودگي باشند به صورتي كه ميل كمتري به صحبت و رفت و آمد داشته باشند ، بهتر است شرايط را آن طور كه ميخواهند مهيا كنيد .
همديگر را ببخشيد
به قول دكتر ويكتور فرانكل استاد دانشكده پزشكي وين ‹ رفتار غير عادي در شرايط غير عادي كاملاً عادي است › بسياري از گفتار و رفتارها ي ناپسندي كه از انسانها سر مي زند مربوط به شرايط غير عادي است مثلاً وقتيكه انسان خيلي خسته است يا خشمگين است يا از اضطراب رنج مي برد ولي پس از برطرف شدن آن موقعيت فرد از كاري كه انجام داده پشيمان مي شود لذا شايسته بخشيدن است .
همديگر را ببخشيد چون توقع داريد خداوند شما را ببخشد . وقتيكه ديگري را مي بخشيد بسيار خاطرتان آسوده مي گردد و آرام مي شويد . زيرا هر گاه كه به فكر حادثه دردناك قبلي مي افتيد اگر نبخشيده باشيد دچار خشم ، كينه و عصبانيت شديد مي شويد اين خشم و كينه انرژي زيادي از شما مي گيرد و شما را رنج مي دهد و ممكن است به دام انتقام افتاده پرخاشگري و شماتت نمائيد .
فراموش نكنيد شما قرار است با همسرتان سالها زندگي كنيد ، با بخشش ، بزرگ منشي و سعه صدر خود رانشان دهيد حتماً در مراحل بعدي از اشتباهات همسرتان كاسته مي شود . خطاهاي گذشته را هرگز به رخ او نكشيد .
كانون محبت
زنان كانون محبت و گرمي بخش خانواده اند . اگر مي خواهيد از انرژي و پرتو افشاني آنها بهره مند باشيد مواظب و مراقب آنها باشيد كودكان به محبت مادر نياز دارند ، مرد براي مقابله با ناملايمات زندگي و مشكلات به حمايت عاطفي زن خويش نياز دارد حتماً شنيده ايد كه در پشت سر مردان موفق يك زن موفق بوده است . به زنان بسيار احترام بگذاريد و آنها را تكريم كنيد . هنگام ورود آنها به منزل ، به احترامشان بايستيد تا نزد فرزندان عزيزتر باشند و احساس عزت نفس نمايند . مرد و زن براي ايفاء نقش خود بايد از اعتماد به نفس و عزت نفس كافي برخوردار باشند . يك دلخوري ساده و نامهرباني كافي است براي اينكه شما با همسرتان آميزش با نشاط نداشته باشيد . گاهي مي شنويم كه آقايان مي گويند اگر به زنانمان احترام بگذاريم آنها لوس مي شوند يا سوء استفاده خواهند كرد ، بايد گفت كه هرگز نزديك ترين دوست از شما سوء استفاده نخواهد كرد . اگر چنين اعتقادي داريد بايد در روابط و دوستي خود باهمسرتان تجديد نظر كنيد . حتماً و به تكرار به همسرتان بگوئيد كه او را دوست داريد ، محبت به دل كافي نيست محبت خود را به زبان بياوريد ، از بكار بردن كلمات لطيف و عاشقانه دريغ نورزيد .
نه مرد سالاري نه زن سالاري
پايه زندگي شما بر اصل تفاهم و منطق است . تحقق نيافتن بسياري از اموري كه به آن اصرار مي ورزيد و حرف طرف مقابل را نمي پذيريد چيزي از زندگي و شخصيت شما نمي كاهد جز اينكه شما را يك دنده و لجباز معرفي كند . حتي شايسته سالاري هم مخصوص مديريت سازمانها و اداره جات است و در خانواده مفهومي ندارد زيرا شما و همسرتان و فرزندانتان همه قرار است به شايستگي برسيد ، با متقاعد كردن يكديگر و گرفتن تصميمات منطقي فرصت رشد و شايستگي را در اختيار يكديگر بگذاريد . زماني شما مرد يا زن شايسته اي هستيد كه اجازه دهيد تصميم درستي در امور منزل و خانواده اتخاذ شود نه اينكه هر تصميمي را فقط شما اعمال كنيد .
كلام آخر
اگر تاكنون روابط دوستانه اي بين شما و همسرتان نبوده است با انجام رهنمودهاي فوق انتظار نداشته باشيد كه سريعاً او عوض شود بلكه بايد به او فرصت دهيد تا در شرايط جديد خود را بيابد و به وظيفه اش عمل نمايد .
فراموش نكنيد كه براي داشتن يك زندگي با نشاط ، موفقيت در كار ، معاشرت خوب اجتماعي و تربيت صحيح فرزندان ابتدا بايد آرامش و آسايش در خانواده را فراهم كنيد . حتي براي سلامتي نيز ، زيرا عامل ايجاد بسياري از بيماريها مثل زخم معده ، سكته قلبي ، بيماريهاي عصبي و ... اضطراب ، ناكامي و تشويش خاطر است . كسانيكه خانواده آرام و بانشاطي دارند خودبخود بسياري از اين مشكلات را نخواهند داشت .
اگر براي خريد هديه ، ايثار ، فداكاري ، كمك به همسر ، رعايت حقوق همسر ، گفتگو و . . . چنانكه اشاره شد وقت ، انرژي و پول خود را صرف نكنيد مجبوريد آنها را صرف مشاجره ، دعواها ، بيماري ، بيخوابي و كسالت نماييد .
شوخ طبعي و رفتار و گفتار كودكانه نيز اموري است كه به رفتار شما نوعي تنوع و شادابي مي بخشد . اميد است با رعايت امور مذكور شاداب و موفق باشيد
|
برای اینکه بتوانید مشکلات خود را با همسرتان در ميان بگذاريد لازم است شش مهارت اساسی حرف زدن که به شما کمک می کند تا با صراحت بيشتر حرف بزنيد را یاد بگیرید و در گفتگو رعایت کنید. از طرف خودتان حرف بزنيد. اطلاعات حسی خود را توصيف کنيد. افکارتان را بيان کنيد. احساسات خود را در ميان بگذاريد. خواسته ها يتان را بيان کنيد. اقدامات خود را مطرح کنيد.
|
|
|
|
|
|
|
|
اگر
درددل افرادي که پا به مراکز مشاوره خانوادگي مي گذارند را بشنويم
خواهيم ديد که بيش از نيمي از آنها از عدم درک گفتاري رنج مي برند
و چون قادر به برقراري ارتباط صحيح با يکديگر نيستند نمي توانند به
راحتي خواسته ها و انتظارات شان از طرف مقابل را بازگو کنند.
بسياري از زوج هايي که زندگي شان به مخاطره افتاده و دچار بحران
رابطه شده اند از اين گله دارند که همسرشان صحبت کردن بلد نيست و
نمي توانند لحظه اي را به گفت وگوي منطقي بگذرانند. ارتباط کلامي
درست يکي از کليد هاي زندگي زناشويي است، هنري است که مي تواند يک
زندگي را از وضعيت بحران زده نجات دهد و به سمت شادکامي و سعادت
سوق دهد. در ازدواج هاي ناموفق گفت وگو معمولاً به دور از هرگونه
صميميت و با نگاه هاي انتقادي و بهانه گيري و تهديد انجام مي شود و
ديگر از صحبت هاي دلنشين اوايل ازدواج و ايما و اشاره هاي عاشقانه
خبري نيست. زن و شوهر در دو سوي جبهه به تخطئه شخصيتي يکديگر مي
پردازند تا بالاخره يکي مغلوب شود و همه مشکلات به گردن او بيفتد.
|
مهارت حل مسئله در تعارضات خانوادگی
هنگامي كه دو نفر به عنوان زن و شوهر
با يكديگر زندگي ميكنند تعارض به وجود خواهد آمد. در تعاملهاي بسيار طبيعي زن
و
شوهر، مواقعي هست كه اختلافهايي به وجود ميآيد و يا نيازها برآورده نميشوند،
در
نتيجه، هر دو شريك نسبت به هم احساس خشم، ناكامي و نارضايتي
ميكنند.
مهارت حل مساله
به لحاظ ماهيت پيچيده و تغيير يابنده جامعه ما، مردم پيوسته
خود را در مبارزه با
مشكلات مييابند.
بسته به پيچيدگي موقعيت و پيامدهاي احتمالاً منفي اين
مشكلات ممكن است پيش پا افتاده باشند.
لذا با توجه به طيفي كه از مشكلات
ساده مثل سعي در تصميم گيري در مورد پوشيدن كفش يا لباس خاص، تا مسائل مهمتر
مانند
مواجهه با كارفرما ي غير معقول يا همسر بي منطق، زندگي روزمره ما سرشار از چنان
مشكلات موقعيتي است كه ناگريز از حل يكايك آنهاييم. بنابراين هر يك از ما به
طور
مداوم با مسايل مختلف و تصميم گيري در مورد چگونگي حل آنها روبرو هستيم. بيشتر
اوقات فرآيند حل مسائل روزمره به قدري خودكار انجام ميگيرد كه ما از چگونگي
انجام
دقيق آنها مطلع نميشويم. با وجود اين، بايد به اين نكته توجه كرد كه بدون
توانايي
شناسايي مشكلات و رسيدن به راهحلهاي قابل اجرا، زندگي روزانه ما از هم پاشيده
خواهد شد.
بنابراين از آنجايي كه همهي افراد در زندگي خود با مشكلات
كوچك و بزرگي روبرو ميشوند، ضروري است نحوه حل صحيح مسائل و مشكگلات را
بياموزند
تا از به وجد آمدن مشكلات بيشتر پيشگيري شود و توانمندي افراد در حل مسايل
افزوده
گردد. حال به منظور ارتقاء سطح سلامت روان زوجين جوان و پيشگيري از آسيبهايي
مانند:
طلاق، اعتياد،… مهارت حل مساله به زوجين جوان آموزش داده ميشود تا توانايي
لازم
جهت حل مسائل و مشكلات خود را بدست آورند.
تعريف تعارض
زناشويي:
هنگامي كه دو نفر به عنوان زن و شوهر با يكديگر زندگي ميكنند
تعارض به وجود خواهد آمد. در تعاملهاي بسيار طبيعي زن و شوهر، مواقعي هست كه
اختلافهايي به وجود ميآيد و يا نيازها برآورده نميشوند، در نتيجه، هر دو
شريك
نسبت به هم احساس خشم، ناكامي و نارضايتي ميكنند. بنابراين اگر تعارض به وجود
ميآيد، زن و شوهر بايد براي آن آماده شوند. اين آمادگي بايد نه تنها بر حسب
توانايي برقراري ارتباط مؤثر باشد بلكه با توجه به انجام راهبرد حل مساله به
شيوه
نظامدار كه ساختار و نظمي براي جلسات حل تعارض فراهم ميآورد، به وجود
آيد.
تعريف حل مسئله:
حل مسئله بر يك فرآيند رفتاري شناختي يا
آشكار دلالت دارد كه پاسخهاي بالقوه مؤثر براي موقعيت مشكل را فراهم ميكند.
احتمال
انتخاب مؤثرترين پاسخ را از ميان پاسخهاي متعدد، افزايش ميدهد.
برنامه حل
مساله را به دو مرحله تقسيم ميكنيم.
الف:شناسايي مشكل
ب:حل كردن
مشكل
در مرحله اول فرد تلاش ميكنند شناخت متقابلي از مشكل بدست
آورند.
در اين مرحله مهارتهاي مختلفي مورد نياز است. شريكها بايد مهارتهاي تصريح
رفتاري،
بيان احساس و مهارت گوش دادن فعال را داشته باشند. در مرحله دوم، انتخاب و
اجراي يك
راهحل مهمترين كار است.با سازماندهي حل مساله به اين دو مرحله و مراحل فرعي
مختلف،
ميآموزيم كه اين فرآيند جديد نظامدار و كنترل شده است. با اين ذهنيت، برنامه
ارائه
شده در قسمت بعدي تلاشي است براي سازماندهي كوششهاي حل مساله جهت استفاده در
جلسه
درمان و خانه.
الف:
شناسايي مشكل:
مرحله 1: انتخاب زمان و مكان مناسب
براي حل مساله:
قبل از هرگونه تلاش براي حل مشكل، زن و شوهرها بايد ابتدا
محيطي پيدا كنند كه بحث و بررسي صريح موضوعات را تسهيل نمايد، همچنين زمان حل
مساله
نيز بايد مناسب باشد.
مرحله2: ثبت جلسات حل مساله:
چهار نوع
اطلاعات مهم حاصل از جلسه حل مساله وجود دارد كه ميبايست در دفترچه يادداشت
زن و
شوهر ثبت شود:تاريخ، مشكل بحث شده، پيامد به دست آمده و امضاي زن و
شوهر.
مرحله 3: تعريف دقيق مشكل:
اولاً شريكها بايد به خاطر
داشته باشند تا به حقايق پايبند باشند. دوم، شريكها بايد تلاش كنند بيشتر از يك
مشكل را در هر بار بحث نكنند. سوم در نظر داشته باشند مشكلاتي را كه در حال
حاضر
اتفاق افتاده است يا به طور بالقوه در آينده نزديك بروز ميكند، بحث
كنند.
ب:حل مشكل:
مرحله 4: پذيرفتن مشكل و حركت در جهت يافتن
راهحل:
افراد به منظور اينكه مسالهگشاي خوبي باشند، بايد ابتدا ياد
بگيرند گوش كنند و نظر و احساس همسرشان را بپذيرند. سپس به اتفاق همديگر
ميتوانند
اين سئوال مهم را مطرح كنند. (براي حل اين وضعيت چه كاري ميتوان
كرد؟
مرحله 5: راهحل مشكل مستلزم تصريح هدف است:
شريكها جهت حل
مشكل خوشان ابتدا بايد بدانند براي چه هدفي ميكوشند. بنابراين اهداف بايد عيني
باشند و به صورت صريحي عنوان شوند تا به خوبي دريابيم به اين هدفها دست
يافتهايم
يا نه و آيا اين اهداف براي هر دوي آنها قابل پذيرش است و سرانجام اينكه هدف
بايد
عملي باشد.
مرحله 6: در نظر گرفتن طبقه وسيعي از راهحلهاي
احتمالي:
بعد از ارايه اهداف شريكها بايد راهحلهاي بسيار مختلفي را براي
حل مشكلات جستجو كرده و در نظر بگيرند مهمترين مساله اين است كه افراد بايد در
ارائه و مطرح كردن راهحلهاي احتمالي به طور كلي عاري از تعصب بوده و سعه صدر
داشته
باشند. آنها بايد خلاق باشند، راهحلها را فهرستبندي نمايند بعد از آن به صورت
منطقي ارزيابي ميشوند.
مرحله 7: انتخاب يك راهحل با توافق
طرفين:
شريكها چطور تصميم ميگيرند كه كدام راهحل بايد انتخاب شود؟
پاسخ
اين است كه آنان بايد با هم به توافق برسند به منظور دستيابي به بهترين
راهحلها
براي مشكلات زن و شوهر هر دو بايد موافقت كنند تا حدي در موضعشان تعديل به
وجود
آورند كه نيازهاي همسر و خود را با وضعيت تطبيق دهند.
مرحله 8: تلاش براي
آزمايش راهحل، جمعآوري دادهها و ارزيابي پيامد:
بعد از ارايه راهحل
و
اجراي آزمايشي آن، زن و شوهر ميتوانند نتايج را ارزشيابي كنند.
مرحله 9:
در صورت لزوم بايد راهحل را اصلاح كرد، در آن تجديدنظر كرد و زن و شوهر
درباره آن
به توافق برسند:
بسياري از زن و شوهرها در مييابند كه اگرچه آنها از
اجراي راهحل اوليه كاملاً راضياند، اما همه آنچه را كه ميخواستهاند به دست
نياوردهاند، اين خوب است در عوض، نارضايتي بايد به عنوان انگيزهاي براي حل
مساله
بيشتر كمك كند.
بهبود
مهارتهاي حل مساله يكي از رويكردهاي درماني متفاوتي
است كه براي تسهيل تعامل مؤثر زن و شوهر در دسترس ميباشد. هدف درمان براي زن و
شوهر اين است كه در نهايت درمانگران خود باشند.
همچنين مهارتهاي كه آنان
كسب ميكنند ميتواند در مورد طبقه وسيعي از مشكلات كه بهطور غيرقابل اجتنابي
در
روابط درازمدت اتفاق ميافتند به كار برده شوند.
چگونه مشکلات و اختلافات خانوادگی را حل کنیم؟
غالبا زن و شوهرها به خاطر ارتباط نزدیک و صمیمانه ای
که با یکدیگر شروع کرده اند ، از نظر کمی و کیفی ، شناخت های
خاصی نسبت به یکدیگر
پیدا می کنند.
آنها به مانند دختر و پسرانی که در بدو آشنایی، تریپ محبت
وعشق برای هم می زنند، خام یکدیگر نمی شوند و خیلی زودتر از
آنچه که تصور می کنند
بر نقاط ضعف یکدیگر مسلط می شوند و به خاطر انتظارات و توقعات
ایده الانه قبل از
ازدواج دچار وحشت، خشم و یا یاس می گردند.
همسران معمولا سعی می کنند از کوتاه ترین مسیر و کمترین
زمان که دادن اطلاعات، راهنمایی، توصیه، کنایه، تهدید و ....،
به تغییر همسرشان و
از بین بردن نقاط ضعف او ، اقدام کنند و اینجا همان نقطه ایست
که موجب شکاف بیشتر
بین همسران و تشدید اختلافات و عمیق شدن نقاط ضعف آنها می
شود.
اما بطور خلاصه:
آن چه برای تحت
تاثیر قرار دادن همسران و تغییرات سازنده آنها ، به ویژه آقایان
مورد تاکید است از
این قرار است:
1-خونسردی
خونسردی به معنی صبوری
منفعلانه و سکون و بی حرکتی نیست.
خونسردی در مقابل رفتارهای تکانشی و
انفجاری احساسی است. یعنی در مواردی که با پدیده منفی و یا
بحرانی در زندگی روبرو
شدیم ، ضرورت دارد قبل از هر چیزی خونسرد باشیم تا قدرت تعقل ما
بتواند موضوع و راه
حلها را بررسی کند. در ساحل امن خونسردی است که سایر مهارتها و
آگاهی های ذیل فرصت
عرض اندام پیدا می کنند.
2-
تجزیه و
تحلیل موضوع مشکل ساز
شاید پس از خونسردی بتوان گفت یکی از
مراحل مهمی است که در حوزه آگاهی فرد می گنجد.
مثلا
:
-
مردی که از همسرش و آریش او تعریف نمی
کند.
-
زنی که بدی مادر شوهرش را می گوید.
-
آقایی که با یک دختر خانم
SMS
عاشقانه رد و بدل می کند.
-
خانمی که خود را و احساسات خود را برای شوهرش عیان
نمی کند
-
مردی که به جای خانه ، محل کار خود را محور قرار داده و حتی
روزهای
تعطیل سرکار می رود.
-
خانمی که نق نق می کند، یا در جمع با کنایه و با تحقیر با
شوهرش صحبت می کند
-
و
.....
همه اینها شکل ظاهری و سطحی مشکلات را
نشان می دهد. اگر بدون تجزیه و تحلیل این مشکلات دست به اقدام
بزنیم ، علاوه بر
اینکه مشکل حل نمی
شود، مشکلات شدیدتری به خاطر عملکرد نامناسب زوجین پیش می
آید.
شما در سئوالات این تالار دیده اید که افراد می گویند: « ابتدا
مشکل فلان
بود و بعد که با او در میان گذاشتم مرا مورد ضرب و جرح قرار داد
یا قهر کرد یا توجه
نکرد و به مرور بدتر از گذشته شد.
به نظرم
تجزیه و تحلیل مشکلات زناشویی خیلی تخصصی هست. توصیه بنده به
عنوان مشاور خانواده
این است که حداکثر سعی خود را انجام دهید که در این مرحله از
نظر تخصصی مشاوران
خانواده بهره ببرید. یا اینکه قبل از هر اقدامی ، مدتی به
مطالعه و بررسی مشکل خود
همت کنید و اقدام را برای مرحله بعد بگذارید.
نکته مهم اینست که در
تجزیه و تحلیل مشکلات خانواده، حتی الامکان از نزدیکان صمیمی
مثل خواهر ، برادر و
والدین کمک نخواهید، چون این مشکلی در محور شماره بعد ایجاد می
کند.
3-
رعایت حریم و مرزهای خانواده(
احترام به استقلال خانواده)
معمولا مشکل در این بند و طرح مسائل خانواده با اطرافیان
دلسوز، موجب انتشار یک مشکل، بسان یک تومور به همه ارکان و تنه
زندگی می
شود.
مشکلی که در یک بخش زندگی شروع می شود، ناگاه در مدت کمی همه
زندگی را
گرفته و همگان نسبت به آن اظهار نظر می کنند.
نظرات غیر تخصصی که مبتنی
بر تجارب فردی افراد است ، معمولا اگر هدایت شده نباشد ، می
تواند مشکل را شدیدتر
کند.
پس در این مرحله پس از اینکه خونسرد بودیم، تجزیه و تحلیل را به
کمک مشورت
با متخصص انجام دادیم از تسری آن به دیگران و و دلسوزان خود
جلوگیری می کنیم. تا
فرصت اقدام در مرحله بعدی را بیابیم.
4-
متمرکز شدن روی لایه های عمیق مشکل
پس از اینکه مشکل را تجزیه و تحلیل کردیم
، متوجه می شویم که رفتار و گفتار همسرمان لایه سطحی مشکل را
تشکیل داده است. و
انرژی گذاشتن روی آن و مقابله با آن خیلی موثر و پایدار نیست.
و چون خونسرد
بوده ایم ، فرصت یافته ایم که لایه های عمیق را شناسایی کنیم.
مثلا لایه احساسی
از لایه رفتاری همسرمان مهمتر است.
یعنی نیاز است از سطح رفتار و گفتار نامطلوب
همسرمان بگذریم و به سطح احساس زیر بنایی او به پردازیم.
پس نیاز است که احساسات
همسرمان را در رفتار و گفتار مشکل زا بررسی کنیم.
همچنین نیاز است از لایه
احساسات همسرمان نیز بگذریم تا به لایه عمیق تر او برسیم یعنی:
افکار و
باورها
ضرورت دارد که افکار و باورها و نظرات همسرمان را در خصوص
احساست و
رفتارش را دقیقا بشنویم و ارزیابی کنیم.
اما
عمیق ترین لایه و ریشه تمام این رفتار، احساسات و افکار هر فردی
نیازهای اوست. پس
در اساسی ترین اقدام، ما به شناسایی نیازهای همسرمان به خصوص
نیازهای روانی او می
پردایم.
اما از سطحی ترین لایه تا ریشه ای و عمیق ترین لایه که باید
مورد بررسی
قرار گیرد بدین ترتیب است:
1-لایه سطحی قابل رویت: گفتار، رفتار ، تظاهرات
بدنی
2-
لایه عمقی تر: احساسات، هیجانات و انگیزه ها
....
3-لایه زیرین و
عمیق تر: افکار، باورها و
...
4-
عمیق ترین و ریشه ترین لایه : نیازهای فرد به
خصوص نیازهای روانی خاص او
تشخیص این لایه ها مستلزم اینست که علاوه
بر رعایت تمام محورهای فوق ، با همسرمان هم حسی کنیم که ضروت
محور بعدی را مورد
تاکید قرار می دهد.
5-
هم
احساسی
برای اینکه در تجزیه و تحلیل همسرمان، اقدام عملی کنیم ،
نباید هیچ برخورد و تنشی ایجاد شود. نیاز است که احساسات
همسرمان مورد تائید قرار
بگیرد.
مثلا احساس خشم ( اشتباه نکنید ما به علت درست یا نادرست خشم
ایشان کار
نداریم. و فقط با احساس خشم فرد ، هم حسی می کنیم)
عصبانیت چه علت به جا، یا علت
نا به جا داشته باشد، در هر صورت به وقوع پیوسته است.
وقتی شما، همسرتان را
عصبانی می بینید، اولین اقدام :خونسردی و بعد «هم احساسی» با
اوست. یعنی به او نشان
دهید که عصبانیتش را درک می کنید ( ممکن است مشکل از خودش
باشد یا علت عصبانیتش، بی
مورد باشد) ، اما در هر صورت او فعلا عصبانی است.
فراموش نکنید تا آتشی خاموش نشده است ، منطقی نیست که در
میان آتش شروع به بازسازی کنیم و برای اینکه آتشی ( مانند
احساسات) را خاموش کنیم ،
ابتدا باید «هم احساسی» کنیم، گوش دادن را بلد باشیم( نه فقط
منفعلانه بشنویم)،
شروع به قضاوت نکنیم، کلام او را قطع نکنیم و شروع به راهنمایی
و توصیه نکنیم
.
باید مسائل را از دید او بشنویم. شاید باورش برای عزیزان سخت
باشد که این گونه برخورد
ها در اکثر مواقع بدون اینکه حتی راهکارهای دیگر را طی کنیم و
یا اقدام دیگری انجام
دهیم، خودش منجر به حل مسئله و رفع سوء ظن و سوء تفاهمات می شود.
و این مرحله
(هم
احساسی)، وقتی خوب انجام می شود و موثر است که مراحل قبلی به درستی پیموده شده
باشد.
6-
آگاهی نسبت به ضرورت
زمان( تغییرات در بستر زمان به دست می آید)
اکثر زن و شوهرها
تصور می کنند ، همین که همسرشان متوجه مشکل و راه حل آن بشود ،
مسائل باید حل شود.
اما فراموش نکیند که طی زمان بسیار ضروری
است.
این به مانند اینست که شما متوجه شوید دروغ بد است و راه حل
آنهم راستگویی
است و تصور کنید از فردا شما راستگوترین می شوید. اما واقعیت
اینست که ترک و تغییر
عادات بسیار وقت گیر، سخت و هزینه بر است و احتیاج به صبوری
توام با تلاش فراوان و
مستمری دارد.
7-
متمرکز
شدن روی نقاط مثبت به جای نقاط منفی
افراد به ویژه آنها که باهوشتر ، کمالگرا ، وسواسی تر، حساس
تر، تیزبین تر، و دقیق تر هستند، اشتباهات بزرگتری در این موضوع مرتکب می شوند.
آنها چون خیلی زیرکانه و بزودی متوجه کوچکترین تعارضات و مشکلات زناشویی می
شوند،
روی آنها تمرکز می کنند و برای عالی شدن زندگی اشان، سریعا واکنش نشان می دهند
و
برای رفع مشکلات آشفته می شوند. همین مسئله منجر به کاهش ارتباط حسنه بین زوجین
می
شود. ( چون در اکثر موارد آدمها نمی پسندند که روی ضعفهایشان انگشت گذاشته
شود)
روش صحیح و حل مشکل همسران بیشتر
مبتنی بر تمرکز بر نقاط مثبت همسران به صورت محوری و اساسی هست
.
یعنی وقتی می خواهیم یک مشکلی را
حل کنیم. نیاز به مصالح، هزینه و انرژی داریم و این همه از طریق
نقاط مثبت همسرمان
به دست می آید.
(
اگر همسرمان باید نقاط ضعفش را حل
کند، باید هزینه آن را از بخش مثبت شخصیتش تامین کند)
پس نباید
از اول شروع کنیم به ویران کردن همه شخصیت و اعتماد به نفس
همسرمان.
در
واقع تا همسری احساس می کند در خانواده مفید، موثر، کارآمد، مورد توجه و دوست
داشتنی هست خود به خود به بسیاری از مشکلات تن نمی دهد.
در اینجا این مسئله در
مورد آقایان مشکل دار، خود را بیشتر نشان می دهد.
یعنی اگر کسی متوجه مشکلات و
ضعفهای شوهرش شد، توصیه اکید می کنم که از پرداختن صریح و موعظه وار، یا کنایه
وار
به مشکل همسرش اجتناب کند. و پس از کسب مهارتهای فوق الذکر؛ در این بند نیاز
است که
شروع به شناسایی نقاط مثبت همسرش ( هر چند کم) کند.
یعنی شما هر چه نقاط مثبت همسرتان را بیشتر شناسایی کنید به
این معناست که مصالح و مواد بیشتری جهت بازسازی ضعفهای او در اختیار
دارید.
اگرچه این روش دیرتر به نتیجه می رسد، اما نتیجه مطلوبتر است؛ در
حالیکه تمرکز بر نقاط منفی همسر، معمولا منجر به ویرانی یک خانواده می شود.
البته
نقاط منفی را باید شناخت اما در مرحله اجرا و اقدام باید غیر مستقیم به تغییر
آنها
همت گماشت.
یک مثال:
مردی که توجه عاطفی و
احساسی به خانمش ندارد
اینجا باید همسر چنین فردی متمرکز روی نقاط مثبت
همسرش مثل فعالیت کاری او داشته باشد و هزینه هایی که همسرش انجام می دهد. و
همین
مسئله را به عنوان هسته مرکزی مثبت همسرش بداند و شروع به تعریف خالصانه و
صادقانه
بکند. ( فراموش نکنید تعریف مزورانه و متقلبانه به قصد دستکاری همسر معمولا
جواب
عکس می دهد) بعد کم کم این
هسته مثبت مرکزی ( نقاط مثبت شوهر ) را توسعه می دهیم. به او می گوئیم که چقدر
قدر
این زحمات خالصانه اش را می دانید و براتون ارزشمند است. حتی در جمع یا بین
فرزندان
و
دیگران او را به عنوان مردی که زیاد به خانواده توجه دارد مطرح می کنید. مرتب
به
او میگوئید که باعث افتخار شماست و شما در کنارش خوشبخت هستید. در واقع شما با
ابراز عاطفه مثبت به همسرتان حس خوبی به او می دهید و او را عملا در مهرورزی
آموزش
می دهید و به مرور بحث عاطفه برای او مهمتر شده و محور قرار خواهد
گرفت.
فراز
و نشیب های تغییر در
بستر زندگی طبیعی است
گاهی طی گذر از
مسیر این تغییرات متوجه افت کار می شوید. یعنی می
بینید بعد از چند روز که وضعیت بهتر شد، امروز همسرت از قبل هم بدتر شده است.
این
طبیعی است.... مواظب باشید فریب نخورید و نگران نشوید. این کاملا امری طبیعی
است.
خونسردی خود را حفظ کنید، بعد از مدتی دوباره روند مثبت تغییرات خود را به
شما نشان خواهد داد و ادامه خواهد یافت.
خیلی خانواده ها را دیده ام که در این
مرحله یکباره مایوس شده و تصور می کردند همه چیز به جای اول برگشت یا بدتر
شد....
این بدیهی هست اگر شما قبلا روش دیگر و
منفی در قبال همسرتان داشته باشید. همسرتان با این تغییرات مثبت در شما به تعجب
بیفتد، غالبا او برای اینکه ببیند این یک بازی جدید هست. یا واقعا شما تغییر
اساسی
کرده اید، ممکن است روشهای منفی خود را یه کمی شدیدتر بروز دهد، تا متوجه عکس
العمل
شما شود. اگر شما خود را ببازید و روش پیشین خود را انجام دهید حتما این جمله
را از
همسرتان خواهید شنید که : « می دونستم این عشق ورزی ها و محبت ها هم یک بازی
جدیدیه.. تو همش به فکر خودت هستی!!!»
پایان